Machine transcription
١٦٢
هاتفی در گوش جانم گفت دوش | خیز جامی از می توحید نوش
می نیرزد کیجوی ملک جهان | اگر ببرداری ز فهم وعقل هوش
دل مبند هرگز بدنیای دنی | خرقه رندانه را افکن بدوش
بیخود از خود ساکن بتخانه باش | حلقه تصدیق را میکن بگوش
جستم از خواب غفالت بیدرنگ | دل چو موج آتشین آمد بجوش
سر زدم اندر بیابان فنا | این بشارت گشت بر قلبم نقوش
رفتم اندر میکده دیدم یکی | سال خورده صوفی پشمینه پوش
باد و زانوی ادب نشسته بود | مست فانی لب بگفتار خموش
کردم از تعظیم پیشش سلام | در قدومش سر نهادم در کفش
گفتمش با من قدح لبریز کن | عمر خضرت باد پیر می فروش
از می دیرینه ام ساغر بکف | داد گفتا درکش ای صاحب هوش
چونکه نوشیدم جهان هستی دلم | همچو جام جسم در عالم نقوش
نبرده ام گشت گلزار دلم | عندلیب معرفت شد در خروش
عالیه تا جان ترا در قالب است
در جهان غیر از رضای حق مکوش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
