Machine transcription
۱۳۳
میسوزم از هجر بت صنم سرتا قدم در نار غم هرگز ندیدم در جهان شکلت ستمگاری دگر
سرو ریاض آرزو یا شوخ شنگ تند خو چون من برای وصل تو نبود طلبگاری دگر
آب حیات جاودان اندر دهان داری نهان چون حقه گوهر فشان نبود گهریاری دگر
عالی شهابی تا بکی در کشی بادی جام می
افتاده بر خاک درش همچون تو بسیاری دگر
دلا تا چند میباشی درین محنت سرای خضر همی باید ترا رفتن زوار بیوفای خسر
مشو مغرور این ہستی مال و حشمت و جاش ز هستی میرود این خیمه چون زنگ درای خسر
وزد باد اجل چون بار فصل اندر ریاض عمر دمار از چنگ و رو با ریش چون غنچه وای خسر
نه تاج خسروی نی دلق درویشی بود برجا بخاک تیره یکسان میشود شاه و گدای خسر
هر آنکه در بهای تصویر خوبان جهان افروز شود ضایع صور باهمچو نقش بوریای خسر
درین صندل سرای آبنوسی فرش مینود متین هرگز نمی بینم دوامش را بقای خسر
فگنده عندلیبان جوش اسحاق دمی چوبی تاسف انگر زین گلشن شود بلبل جدای خسر
اگر صد سال مانی در زمانی اندرین عالم جدائی مر ترا باید ز خویش و اقربای خسر
بکوش ایدل بکوش ایدل بفکر عالم طاها سوی دارالبقا باید ازین دارالفنای خسر
بهره دی بهر منزل مباش از یاد حق غافل رود عمر گرامی چون سمند بادپای خسر
دلا تا چند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
