Machine transcription
۷۲
هر جفائی که رسد از دست آن عین عطاست خوش بحال آن کسی عاقبت آن کند
ای ستمگر رحم کن بجان خود بر حال من
تیره عیشت نکرده از گردون گذشت
اگر هر چند نالم از فراقت شود هر دم فزونتر اشتیاقت
و گر چون ابر نیسان اشک بارم زلوح دل نخواهد رفت داغت
زتاب آتش روز جدائی زمرغان هوا جویم سراغت
همیخواهم در این ایام فرقت چو بلبل همچو گل سینم بباغت
وصال دوست میخواهم الها نمیدانی که طاقتم گشته طاقت
بجو عایشه خالق را شب و روز
برون کن فکر باطل از دماغت
عقل مدهوشم فرهج ان شیرین پسر رفت کند از نظر چون گنج من گنج و گهر رفت و کند
در تمنای وصالش صرف کردم روزگار بانگ نازنینی لب شکر رفت و کند
آن پری پیکر که سر تا پا بود چون کان قند هم شیرینی چو نخل نیشکر رفت و کند
جان نثار مقدمش کردم چو خاک ره ولیک همچو باد صبح هنگام سحر رفت و گذشت
روز عیشم شام شد اندر فراقش داد داد چون کنم وا حسر تا آن دل مجر رفت و کند
چون بدیدم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
