Machine transcription
۶۷
مهر گیاه رسته بگرد درش صبر و قرار از دل من بر گرفت
هر که شد بمبستر هجر غمش رتبه بر افلاک چون خاور گرفت
همچو زلیخا شود از سر جوان هر که ببر سرو سمنبر گرفت
شیفته شیوه شیرین او راه بیابان چو قلندر گرفت
هر که شد او چاکر پیر مغان مشرق و مغرب چو سکندر گرفت
از الم هر دو جهان رسته است
عایشه چون دامن حیدر گرفت
دل بدام طره شبرنگ یار افتاده است جان بخاک رهگذارش چون غبار افتاده است
هر که او با دوستی محمد شد از خویشتن گرد شمع عارضش پروانه وار افتاده است
نرگس شهلا رخ چون ماه و خط عنبرین غنچه لعل لبش در دست خار افتاده است
دل چوشد وابسته زلفش کجا یا بد رها زانکه بینی بر سر هر گنج مار افتاده است
عقل و هوش و فهم و ادراک خرد از سر گرفت چون مرا در سر هوای آن نگار افتاده است
آنکه او رانیست همتائی بملک انتظام ارجمندان بر درش با انکسار افتاده است
عاشق صادق نیند یشد ز خوف این ان همچو مجنون وز وحشت در کوهسار افتاده است
چند نالی از جفای چرخ و جور روزگار عاشقان دایم برنج و اضطرار افتاده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
