Machine transcription
نشأت های احزاب
ومخالفت هایشان
اقتضای طبیعی در جامعه های بشریست که افراد هر جامعه در انتخاب و خوش کردن طرز وصورت زندگانی عمومی وبا اداره ونظامات مملکت بطبقات مختلف تقسیم میشوند ، یعنی در هر جامعه يك عده میباشند که میگویند مثلاً صورت اداره باید قرار فکر واراده ملت باشد عده دیگری طرفدار این میشود که اداره را اشخاص معین بنمایند آن صدا میزند تربیه وتعلیم اولادرا همیشه حکومت باید متکفل شود . این میگوید اولاد حق شخصی پدر است هیچ کس را نباید به آنها دخلی باشد ، و همچنین در هر يك از شئونات افکار عموم باختلاف و تفاوت است ، خاصه و یا طبیعت عمومی در بشر است ازاین روست ممالکیکه امور شان زیر نظم آمده باشد همیشه در نظامات خود موجودیتهای حزبیرا آزاد گذاشته میدان عمل وتأثير را برایشان فراخ میگذارند تا این اختلافات فکری که در هر جامعه طبیعی است بطور جماعه های معین جمع شده ، همیشه هر جماعه یا حزب کوشش کند که مطالب ونظریات خودرا در جامعه پیش ببرد ، وباین وسیله از پیداشدن پاشانی و تشتت جامعه های خودرا مصون ومحفوظ میدارند .
اما در محیط ما چون پروگرام اداره مقتضی این بود که تنها باید نظریات دولت مقدم باشد ؛ وهیچ فکر حزبی نباید اعلان شود و باز از طرف دیگر موجودیت افکار حزبی طبیعی بود ، یعنی حتمی بود که درمملکت فرقه های متعدد باشند که با پروگرام حکومت موافقت نداشته باشند . و چون برای اینها مجاز نبود که افکار خود را تصریح کنند لذا طبعا مطالب خود را در پرده خفا نشر میدادند .
چنانچه در اثنای اغتشاش معلوم شد که سرزمین مشرقی میدان تخم پاشی چندین حزب بوده است ، و هر کدام برای پیشبردن نظریات خود اقدامات وتبلیغاتیکه مؤدی بمقصد خودش بشود مینمود .
-- ۲۱ --
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
