Machine transcription
۳۷
دلم تنهاست یلی زلف جانانست صفی
پی تاراج دینم نامسلمانست صفی
ز مژگانش قتلم تیغ عریانست صفی پی یغمای یکدل فوج ترکانست صفی
رخ خوبی که در شب در خیال آمد بدل گفتم تعالی الله چه فرخنده چراغانست صفی
بگلگشت چمن خرام شوخ سراپا گل با اندازیت کل در خیابانست صفی
خرامان شو بکویت دل بیا لای افغان نظر کن بر سرم در حیرت جانست صفی
درون حقه لعل لبت ای شوخ حالا بر سرت گردم چو کوهر سلک دندانست صفی
گشادی تا ز روی حیرت افزا پرده کشن چو شبنم یک قلم کل چشم حیرانست صفی
زیاد سر قد و عارض همچو گلبت دایم بکلیش بلبل و قمری در افغانست صفی
جمیعت داده سودائی آنشوخ چون
بزیر هر خم زلف پریشانت صفی
یکطرف چشم ستمگار لفت بر چین یکطرف میکشم جور و جفازان یکطرف ازین
گر نقاب از رخ بر اندازد مه خرکه نشین میبرد خال و خطش دل یکطرف دین یطرف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
