Machine transcription
١٠٦
سیم بری لب شکری سرو قدی لاله عذاری چو در دهر ندیدم نشنیدم
که یک عشوه ربا ید دل و دین از کف عشاق جگر خسته محزون بستم
دیده بیک نانگار این گفت ایعاشق ریش و فاکیش غم اندیش ز اسرار
نهانی تو چه دانی که درین عرصه خونخوار درین وادی انوارشت و فرات
طلبگار چه مجنون چه وامق برخ لیلی و عذرا همه شایق همه کرد ند بخود ترک بیان
همه داتای حقایق شده رسوای خلایق ز من و ما همه دور ند بدر ایام صبورند
زجان دل همه هیچ ندانند درین ورطه سرا ز پا نشناسند همه مست می و سائر
شوقند سراپای چو دل صاحب ذوقند ز یر ند ی عشق بکام و ند بند اهو من نهن
گوهرزه د را را مه راست گویم چو تو پویم بشنواز من د می این نکته احسن که
چو در زینت کوشست بگل دانش و هوشست سراپاست چو گوشنوا
ایعاشق احمق تواکر طالب یا ری و بخود حوصله داری گذر ا ول ز سر
جان که رهت میشود آسان بشوی خسته وحیران نکشی بیهوده زحمت نشرد
محنت کلفت بتوچون کم شده رحمت که درین بادیه سر باخته مرکب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
