Machine transcription
جلد اول
۶۰۳
کتاب ادب القاضی
یعنی گفت که ترا طلاق کرده ام بعوض اینقدر مبلغ قبول کرده میشود شاهد ان شخص مخلع و در
آنشخص گفته بود که هرگز نکاح نبود میان ما یا گفته بود که هرگز نکاح نگرفته ام ترا پس آنزن شاهدان
گذرانید بنکاح خود و آنشخص شاهدان گذرانید تخلع کردن آنزن را با میشاید که حکم این مسله و مسله ساب
برابر باشند و در آنجا در ظاهر روایت قبول نمیشد و شاهدان ابرا از عیب نیز اکر ابراکردن آنز
اقرار است بفر وختی پس همچنین ضلع خواهش میکند پیش بودن نکاح را پس تناقض ثابت میشود درخوا
او وفی الظهيرية ادعى عليه ان اباك وصى لي بثلث ماله فانكره المدعى عليه الوصية
تبرهن المدعى فقال المدعى عليه ان ابي رجع عن هذه الوصية قبل لا يصح هذا
الدفع والصحيح انه صحيح وكذا لو برهن علي جحود ابيه بناء على ان الجحودر
در فتاوای ظهیریه ذکر شده است که شخصی دعوی کرد بر شخصی که بدرستیکه پدر تو وصیت
کرده است برای من بسوم حصه مال خود و مدعی علیه منکر شد از وصیت کردن پد
خود پس مدعی شاهدان گذرانید پس گفت مدعی علیه که بدرستیکه پدر من رجوع کرده بود ازین
وصیت خود بعضی از علما رحمهم الله تعالی گفته اند که صحیح نمیشود این دفع او و قول صحیح است
که این دفع او صحیح است و همچنین اگر مدعی علیه شاهدان گذرانید منکر شدن پدر خود از وصیت
خود قبول کرده میشود دفع او و شاهدان او زیرا که منکر شدن از وصیت رجوع کردنست از ان
وفيها ادعت امرأة على ورثة زوجها المهر فانكروا نكاحها فبرهنت مدفعوابانها
كانت برأت اباما في حياته ان قالوا ابراثه عن المهر لا يصح للتناقض وان قالوا ابرائه عن جو
المهر صح (الخ) و در فتاوای ظهیریه ذکر شده است که زنی دعوی نمود بر وارثان شوهر خود مهر خودرا
پس منکر شدند وارثان شوهر او از نکاح آنزن پس شاهدان گذرانید آنزن بنکاح خود پس
دفع کردند وارثان شوهر را باینکه این زن ابرا کرده بود برای پدر ما در زندگانی پدر ما اگر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
