Machine transcription
جلد اول
كتاب ادب القاضي
و مدعی علیه منكر شد از امانت گرفتن آندر مها پس وقتیکه مدعی گذرانيد شاهدانرا بامانت دادن آنیها
دعوی کرد مدعی علیه باز دادن آندر مهارا با و و یا ہلاک شدن آندر مهارا در ینصورت اگر مدعی جلادول
گفته بود مر مدعی را که نیست مرترا بر من هیچ چیزی شنیده میشود این دفع او و اگر گفته بود که امانت
ننهاده بودی نزد من ہرگز شنیده نمیشود این دفع او رجل برھن ان لہ علی الغائب بھا وھذا کھیں لہ
بامثہ يرجع الكفيل على الغائب ولو انكر الكفالة اصلا لانه صار مكذبا شرعًا في انكار
قطيعه والعد اگر بجا مردی شاهدان گذرانید که مرا بر فلان غایب هزار درم است و این شخص ضامن
اوست با مراہ و گرفت آن هزار درم را از ان ضامن بحكم قاضی ہست مر آن ضامن را که رجوع
كند بر آن غایب اگر چه منكر شده بود از اصل ضامن شدن زيرا كه آن ضامن در دعوی اگر بضامن
فلات بگیر
دیگر شدن خود پس پیوسته شدن او بنا بودن انکار یعنی حکم آنرا گرفت که ہرگز منکر نشده باش
ادعى عليه شراء عبد فأنكر فبرهن عليه فادعى عليه انه رده عليه بالعيب تصح زنها
شخصی دعوی کرد بر شخصی خریدن غلام او را پس مدعی علیه منکر شد پس آن مدعی شاهدان گذرانید
بر ادعان خریدن بعد ازان مدعی علیه دعوی کرد که بدرستیکه تو این غلام مرا پس رد کردی کی
بر من بسبب عیبی شنیده میشود دعوای آن مدعى عليه وفي جامع الفصولين ولو قال انكار
بيني وبينك فلما برھنت علی النکاح برهن هو علی الخلع تقبل بینتہ ولوقالا یکن
بیننا نكاح قط او قال لم اتزوجها قط والباقي بحاله ينبغى ان يكون هذا بمسئلة
العيب سواء و ثمة في ظاهر الروايه لا تقبل بينة البراءة عن العيب لان البراءة
عن العيب اقرار بالبيع فكذا لخلع يقتضى سابقة النكاح فيتحقق التناقض الخ
و در کتاب جامع الفصولین ذکر شده است که اگر شخصی زنی را گفت نیست نکاح میان من
وتو پس وقتیکه آنزن شاهدان گذرانید بنکاح خود آنشخص شاهدان گذرانید بخلع کردن خود با آنزیم
فایده
(و اگر گفت که من خود را کرده ام)
(من با تو نکاح نیست چونکه)
زن شاهدان بر نکاح گذاشتم
(آن مرد شاهدان بر خلع )
گذرانید
ص ۷
علی حمام
جامع الفهم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
