Machine transcription
جلد اول
۵۸۸
کتاب ادب القاضی
و ذکر کرد. وست فقیہ ابولیث رح در فتاوای خود اینکه حجره شخصی بود که بام آن با بام همسایه برابربود
پس صاحب آن حجرہ لازم گرفت همسایه خود را تا که بسازد دیوار یرا میان او و میان همسایه او
مراو را این لازم گرفتن آن همسایه به بناکردن آن دیوار پس اگر اراده کرد که منع کند او را از بالا
شدن بر بام تا که بساز د ستره را در ینصورت اگر این چنین بود که اگر بالای شد بر بام نظر او می افتادندر
همسایه اوست مراو را منع کردن او از بالا شدن بر آن بام و اگر نظر او نمی افتاد در سرای همسایه
لیکن می افتاد وقتیکه اہل همسایه بر بام باشند نیست مراو را منع کردن ز بالا شدن بام وادبین
رجلين فيهاها وقال احد هما تبنى حاجزا بيننا ليس على الاخر اجابته اذا كان احدهما
يؤذى الآخر بالاطلاع عليه كان للقاضي ان يأمر هما بنيانه يتخارجان نفقته بقدر حصة
كل واحد منهما يفعله القاضى للمصلحة ونظيرها فى فتاوى ابى الليث رجل فى داره
شجرة فمرصاد فاذا ارتقاها يطلع على عورات الجار يمنعه القاضي منه اذا رآه ولقد
احسن صدر الشهيد رح فى واقعاته حيث قال المختار ان المرتقى يمنع هم و قت
الارتقاء مرة او مرتين حتى يستويا نقبهم لان هذا جمع بين حقين (نسخ)
سرای مشترک بود میان دو مرد تقسیم کردند آنسرا ب درمیان خود و گفت یکی از ایشان که بنامیکنیم ایورا
که پردہ شود میان ما نیست آن دیگر را قبول کردن آن قول او و اگر یکی از ایشان بود که ضرر میرساند
آن دیگر را ناگاہ شدن بر حال اوست مر قاضی را اینکه امر کند ایشانرا با باء کردن آن دیوار پرده
و خرج نفقه آنرا بکنند باندازه حصۂ ہر کدام از ایشان و این مر را قاضی بکند برای مصلحت ایشان
و نظیر این مسئله در فتاوای ابولیث رح ذکر شده است اینکه در سرای مردی درخت توتی بود پر
وقتیکه بران بالا می شد زنان همسایه را میدید منع کند قاضی او را از بالا شدن آندرخت و تیکر
راسی قاضی همین باشد و تحقیق نیک گفته است امام صدر شهید رح در واقعات خود بار گفتی منتا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
