Machine transcription
جلد اول
۵۵۷
حضی
كتاب ادب القا
پس معتبرنیز قول وارثان شوهر اوست از جهت اینکه ظاهر حال آن زن که اسلام اوست دلیل
برای صاحب حق شدن آنزن اوقع الاختلاف في كفر الميت واسلامه فالقول لمنكر
الاسلام رد (مختار) فلومات رجل وابواه ذميان فقالا مات ابننا كافراً وقال ولده المسلمون
مات مسلماً فميراثه للاولاد دون الابوين بحر من الخزانة (رد المحتار) اختلاف واقع شد در کفرشر
واسلام اوپس قول معتبر مردعوی کنندۂ اسلام است چنانچه در کتاب بحر رایق ذکر شده است
اگر مرد مردی و حال آنکه پدر و مادر او ذمی بودند پس گفتند که پسر ما مرد است در حالیکه کافر بوده
او که مسلمان بودند گفتند که مرده است در حالیکه مسلمان بود پس میراث او فرزندان اوست نه پدرا
او را ومربات وله فى يد رجل اربعة الاف درهم وديعة فقال المستودع هذا ابن الميت
لاوارث له غيره فانه يدفع المال اليه (هدايه) رجوعاً لقوله هذا ابن دایننی (درمختار)
کسی که مرد وحال آنکه مرا و را در دست دیگر مردی چهار هزار درهم امانت بود پس گفت انکس که در د
او آن امانت است شخصی را که این شخص پسر آن مرد است ونیست وارثی از مرده را غیر ازین پس پر
بشینکه واجب است بر آن امانت گیرنده اینکه بدهد بآن پسر آن چهار هزار درهم امانند این قول و اگر خر
بگوید که این شخص پسر صاحب این من است که درینصورت واجب میشود بروكه آن دین را بدهد بید
بخلاف ما اذا اقر لرجل انه وكيل المودع بالقبض او انه اشتراه منه (هدايه) او اقرانه وصيه
حيث لا يؤمر بالدفع اليه (هدايه) لما فيه من ابطال حق المودع فى العين بان اثمها عن يدا لان
يد المودع كيد المالك فلا يقبل اقراره عليه ولا كذلك بعد موته (بحر) بخلاف المديون
اذا اقر لتوكيل غيره بالقبض لان الديون تقضى بامثالها فيكون اقرار على نفسه فيمر بالدفع اليه
(هدایه) بخلاف از ان صورتی که اگر امانت گیرنده اقرار کرد برای مردی که بدرستی که این مرد از قرا
امانت دهنده وکیل است بقبض کردن امانت یا اقرار کرد که بدرستیکه این مرد خریده است آن مال امانت را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
