Machine transcription
جلد اول
۵۵۸
کتاب ادب القاضی
از امانت دهنده یا اقرار کرد امانت گیرنده که بدرستی این مرد وصی امانت دهنده است از جهت اینکه از بین میرود
امر کرده میشود امانت گیرنده را بدادن آن امانت بآن مرد که اقرار کرده است برای او بخیز نامی مذکوره
از جهت آنکه در این دادن باطل کردن حق امانت دهنده است در آن مال بسبب دور کردن آن
مال امانت از دست او زیرا که دست امانت گیرنده مانند دست مالک آن امانت است و این قول
کرده میشود اقرار امانت گیرنده بر امانت دهنده و این چنین نیست بعد از مردن امانت دهنده بخلاف
وقتی که اقرار کند بوکیل بودن دیگر کس از طرف صاحب دین او بقبض کردن آن دین که در اینجا امر
کرده میشود اقرار کننده را بدادن آن دین بآن وکیل زیرا که دینها ادا کرده میشوند بمانند نامی خود
بذات خود و وقتی که ذات دین را صاحب بآن وکیل میدهد پس آن اقرار او اقرار میشود بر خود او
نه بر دیگر کس پس امر کرده میشود بدادن آن ولو قال المودع لاخ هذا ابنه ايضا وقال الأول ليبي
ابن غيري قضي بالمال للأول (بدايه) وهل يضمن للثاني اذا دفع إلى الأول بغير قضاء القاضي
يضمن بنص الثانى كذا فى النهايه (كفايه) واگر امانت گیرنده بعد از اقرار اول خود گفت که این پر
که این نیز پسر این مرده است حکم کند قاضی بآن هزار درم امانت برای آن پسر اول و آیا آن امانت
گیرنده که اقرار کرده است به پسر دوم تاوان دار میشود برای پسر دویم یا نه آری اگر بغیر حکم قاضی داده بود آن
هزار درم را به پسر اول تاوان میدهد برای پسر دویم نصف آنرا و اگر بحکم قاضی داده بود تاوان نمیدهد
همچنین ذکر شده است در کتاب نهایه لو قال هذا اخوه شقيقه ولا وارث (غيره وهويحيه فالقاضي يتان
ذلك (رد المحتار) اگر امانت گیرنده گفت که این شخص برادر آن مرده است از پدر پست و اوارثی
غیر او و او دعوی آن برادری میکرد پس قاضی در نگ و انتظار کند در انحکم کردن بدادن امانت با و و مراده
بالا ابن من يرث بكل حال فالبنت كالأب كالأبن وكل من يرث بحال دون حال فهو كالاخام
بحر (رد المحتار) و مراد مصنف - به پسران وارث است که بهر حال میراث می برد و هرگز محروم نمی شود بس بنای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
