Machine transcription
جلد اول
۵۳۶
کتاب ادب القاضی
اگر دو شقند شاهدان یک مدعی و عادل کرده نشدند شاهدان مدعی دیگر یا مدعی دیگر هرگز شاهد نگذرانید
بود یا گذرانیده بود یکشاهد را پس حکم کرده شد برای آن مدعی که عادل کرده شده است شاهدان او بعد
از ان مدعی دیگر آورد شاهدان عادل را حکم کرده شود برای آنمدعی دیگر بان غلام ولو اقام احدهما
البینة فلم يزك بينته حتى اقره ذاليد ان العبد الذى له نقم البينة اودعه اياه ودفع القاضى العبد
الى المقر لـم تزكت بينة الذى اقامها واخذ صاحب البينة العبد من المقر له ثم ان المقر له
اتى ببينة انه عبده اودعه اياه قبلت بينته و قضى له بالعبد فان قال المدعى
وهو مع المقر له انا اعيد شهودى على المقر له هل تقبل بينته فمذا على وجهين انكان
ذلك بعد ما قضى ببينته لا تسمع بينة للمدعى وانكان ذلك قبل القضاء ببينة
المقر له قبلت بينتة للمدعى كذا فى المحيط اعلم بكيرى و اگر گذرانید یکی از ان دو مدعی دو شاسه را
و تزکیه نشده بودند شاهدان او تا اینکه اقرار کرد ذوالید باینکه این غلام مرا مدعی است که شاهد ایران
امانت نهاده است او را نزد من و قاضی داد آن غلام را بهمین مدعی که ذوالید اقرار کرده بود برای او
بعد از ان شاهدان مدعی اول تزکیه کرده شدند و گرفت آنمدعی که صاحب شاهدانست غلا مر اوان
مدعی دیگر که اقرار کرده بود ذوالید برای او بعد ازان همین مدعی که اقرار کرده شده است برای او
آورد شاهدانرا برائینکه این غلام از من است امانت گذاشته ام او را نزد ذوالید قبول کرده میشود شاهدان
او و حکم کرده میشود برای او بآن غلام پس اگر مدعی اول گفت تا او آنمدعیست که اقرار برای او کرده شدن
که باز میگذرانم شاهدان خود را آیا قبول کرده میشود شاهدان او اگر باز گذرانید یا نه پس این بر دو وجه است
یکی آنکه شاهد گذرانیدن او باشد بعد از آنکه حکم کرده شده باشد بشاهد آن انمدعی به اقرار کرده شده براسی او
در توجه قبول نه میشود شاهدان او دوم اینکه باشد باز گذرانیدن شاهدان او پیش از حکم کردن قاضی بشاهدان
آن مدعی که اقرار کرده شده است برای او در توجه قبول کرده میشود شاهدان او و همچنین ذکر شده ست در کتاب حیط
صح للمقرلم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
