Machine transcription
جلد اول
۵۲۰
كتاب ادب القاضي
مردی غلامی بود و مردی دیگر شاهدان گذرانید بر اینکه این غلام مراست که خریده ام با فلا ام را
از همین مردیکه غلام در دست اوست بهزار درم و نقد داده ام یا و بهای او را و ذوالید گواهان گذارا
که بدرستیکه این غلام از فلان ست امانت نهاد ست او را نزد من پس درستیکه دعوای مدعی دفع میگرد
از او و قاضی حکم کند بآن غلام برای آن مدعی پس اگر قاضی حکم نکرده بود بآن غلام برای مدعی اینه که خامه
شه آنشخصی که اقرار کرده شده بود برای او در حشومی گذرانید دالید را دران چیری که اقرار کرده بوداقع الیه
برای انا بجز یکه غلام ست پس قاضی امر کند ذوالید را بدادن آنغلام بآن شخصیکه اقرار کرده شده
برای او بعد از ان قاضی حکم کند بآن غلام برای مدعی خر یاد و تکلیف نمیکند و با باگذرانی گواهان آن شخصی
عليه
اقرار کرده شده است بر او فان قال المدعى انا اعيد البينة على المقر كان له ذلك وكان المقضى
في هذه المسئلة المقرله لاذو اليد بخلاف ما اذا قال المدعى انا لا اعيد البيئة فان المقضى عليه
في هذه الصورة ذواليد القر له (عليكوى) پس اگر گفت مدعی که باز میگذارنم گواهان را بران شخصیکی اقرار
کرده شده است برای اور واست مراوراین گذرانیدن شها دان میشود آنشخص که حکم کرده شد
بر او درین حال آن شخصیکه اقرار کرده شده است برای و نه ذوالید بخلاف آنصورتیکه مدعی
بگوید که باز شاهدان خود را نمیگذارنم بران شخصی که اقرار کرده شده است برای اویس در شیکه
در نیصورت آنتخص که حکم بر او کرده شده است و الید است نه آن شخصیکه اقرار برای او کرده شده ست
ولوان القاضي لم يقض بالعبد المدعى على الذى خصه حتى اقام الذي حضر بينة انه عبدى او حصة
من صاحب اليد او لم يقم البينة على الايداع قبلت بينة وبطلت بينة
مدعى الشراء ثم ان اعاد مدعى الشراء البيئة على رب العبدانه كان للذي
يديه وانه اشباه منه بالف درهم ونقد الثمن فهذا على وجهين اما ان اعاد البيئة
على رب العبد بعد ما قضى القاضى لرب العبد ببينة وفي هذا الوجه لا يقبل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
