Machine transcription
جلد اول
۵۰۵
کتاب ادب القاضی
ان يضعها على يدي العدل فلا يضعها بدون سؤاله (عالمگيرى) مردی دعوی
کرد کنیزی را در دست مردی و دعوی کرد آن کنیز که بدرستیکه من در اصل خود آزادم پس این سئله
برسه قسم است یا اینکه گذرانیده باشد آن مدعی شاهد انرا و یا اینکه نذرانیده باشد شاهد انراو یا اینکه
گذرانیده باشد دو شاهد پرا که پوشیده باشد عادل بودن و نا عادل بودن ایشان پس اگر
مدعی نگذرانیده باشد شاهد انرا و خواسته باشد آن مدعی از قاضی که حایله کند میان کنیز و ذوالید
تا که حاضر کند شاهدان خود را قبول نکند قاضی آنرا یعنی حایله نکند میان کنیز و ذو الید اگر مدعی میتم
باشد بران کینز یکشاهد را نظر کند قاضی اگر مدعی گفت که نیست مرادیگر شاهد بغیرازین یکشاهد حکام
نکند قاضی میان کنیز و ذو الید واگر گفت آنمدعی که مراشاهد دیگر در شهرست می اورم اور امجل پس
حایله کند قاضی میان ذو الید و کنیز در استحسان وقتیکه آن شاهد حاضره عادل باشد و اگر گذرانید مدبا
مدعی دو شاهدی را که پوشیده باشد حال عادل بودن و نا عادل بودن ایشان میباید بر قاضی که بنهد
آن کنیز را بدست زن ثقه امینه که نگاهدارد آن کنیز را تا وقتیکه قاضی بپرسد از حال شاهدان کورد
آن کنیز را بدست ذو الید برابرست که آن ذوالید عادل باشد یا عادل نباشد و این حکم نهادن
کنیز در آنجاست که بخواهد مدعی از قاضی نهادن آن کنیز را نزد شخص عادل و ننهد آن کنیزرا نژاد
عادل بدون انحواست مدعی هذا اذ كانت الامة فى يدى رجل فاما اذ كانت في يدى امرأة
وادعاها رجل لا يضعها على يدى عدل وان سأل وكذلك رجل ادعى على امته نكاحاً
فالقاصى بكفلها ولا يضعها على يدى عدل وكذلك لو كانت جارية بكراني
منزل ابيها فالقاضي لا يعزلها (عالمگیری) و این حکم وقتیت که آن کنیز بدست مردی باشداما
وقتیکه آن کنیز بدست زنی باشد و دعوای آن کنیز را مردی کند ننهد قاضی آن کنیز را بدست شخص
عادل اگر چه بخواهد مدعی نهادن اور ا بدست عادل همچنین حکم مردیست که دعوی کند نکاح را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
