Machine transcription
جلد اول
۴۳۸
کتاب ادب القاضی
قاعده در شاهدی دادن شاهدان بر اقرار غلام خون کرده شده
بالعبد ينكر فانكان المولى حاضراً قضى له بذلك على العبد بلا خلاف (عالمگیر)
و وقتیکه شاهدی دادند شاهدان بر غلام بخون کرده شده بکشتن او کسی را بقصد یا بدشنام دادن او زن را
که تو زانیه هستی یا بزنا کردن او یا بآشامیدن او خمر را پس اگر خواجه او حاضر بود حکم کرده شود بر آمدعی
بر آن غلام بغیر اختلاف علماء رحمهم الله وانكان العبد حاضراً والمولى غائب فعلى قول
ابى حنيفة ومحمد لا القاضى يقضى عليه بشيئ (عالمگیری) و اگر آنغلام حاضر بود و خواجه او غایب
بود پس بنا بر قول امام اعظم رح و امام محمد رح قاضی حکم نکند بر غلام بهیچ چیزی وانكان الشهود شهدوا
على اقرار العبد ان شهد واعلى اقراره بالحدود الخالصة لله تعالى كحد الزنا والشرب
لا تقبل هذه الشهادة بالاجماع وان شهد واعلى اقراره بالقذف لا يقبل لحد
تقبل البينة حال حضرة المولى ويقضى بالقصاص وحد القذف (عالمگیری) و اگر شاهدی
دادند شاهدان بر قرار کردن غلام پس اگر شاهدی دادند با قرار کردن او بحدیستیکه خالص حق خدای عزوجل
است مثل حد زنا و حد آشامیدن خمر قبول کرده نمیشود این شاهدی باتفاق علماء رحمهم الله تعالی
و اگر شاهدی دادند باقرار او بدشنام زنها بکسی یا بکشتن بقصد قبول کرده میشود این شاهدی در حال
حاضر بودن خواجه او و حکم کرده میشود بقصاص و حد قذف ولوا دعی على اخرانه فقأعين عبد له
قیمته الف درهم وجحد المدعى عليه دعواه والمدعى مقران العبد حى فاقام المدعى
بينة على دعواه فالقاضي لا يسمع بينته ولا يقضى بالارش على المدعى عليه الا بحضر العبد من
ولو كان العبد ميتاً او صغیر الا يعبر عن نفسه فانه يقضى بالارش للمدعى على القاضی
ولايشترط حضرة العبد (فصول عمادى) و اگر شخصی دعوی کرد بر دیگری که بدرستی کور کرده است چشم غلام
مرا که قیمت آن هزار درهم بود و مدعی علیه از دعوای او منکر شد و آن مدعی قرار کننده بود که بدرستی آنغلام
زنده است پس آن مدعی شاهدانرا گذرانید بدعوای خود درینصورت قاضی نشنود شاهدان او را وحکم نکند بتاوان چشم
قاعده در دعوای کور کردن چشم غلام
آن غلام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
