Machine transcription
جلد اول
۳۰۳
کتاب ادب القاضی
عن باصل القضاء في المفقودک رجل اقام فاضی قال انا احق على هذا من النفقته هم والي غائب
و اني اخاف ان يتوى هذا العمل فجعله الفاضى وکیلا لابيه و ضربة الابن على المالي حكم بذلك
و رفع ذلك الى فاضي اخر قال الثاني لا يعبر قضاء الاول لان بنية الابن ما قا مت
بحق عمل الغائب حتى يكون القضا بحق الغائب و انما قامت لقآء هذا جدا المفقود اما اقام
الغائب وكيله في طلب حقه الان المفقو تهتر به الميت واللماء النصرفي ماله اجر وانق)
و جز این نیست که مخالفت اند بر صحیفه که بدرستی که فتوی بر نا فذ شدن حکم قاضی ست غایب والصه؟
که اگر قاضی حکم کند بر شخص گم شده در متعلق غایب دلالت میکند بر آن بیان هند و و غیر او انچہ مکی
ذکر شده است در فتاوی قاضیخان از باب قضای قاضی در مناصه می که اختلاف در آن است
که مردی آورد مر د یکمر یرا نزد قاضی و گفت که پدرم بر ا مرین مرد بزار در همست و حال اینه دیسی
غایب است و بدرستی که من می ترسم از انکه پنهان شود این مرد پس قاضی آن پسر را وکیل گردا
از طرف پدر او و قبول کرد و شاهدان آن پسر را و حکم کرد با آن ہزار درم پس برده شد حکم آن قاضی
بقاضی دیگر پس در میشد یکه قاضی دویم اجازه نکند حکم آن قاضی اول را زیر که شاهدان پسر نگذشته اند
مبحق بر غایب تا اینکه آن حکم قاضی حکم شود بر غایب و جزین نیست که شاهدان گذشته اند برای
غایب و این حکم بخلاف مسأله شخص گم شده است وقتی که قاضی بگرداند اسر کم شده را وکیل برای
طلب کردن حقهامی او که صحیح میشود این وکیل گردانیدن زیرا که گم شده مانند مرده است پس نیست در مخصی
تصرف کردن د مال او وقال في جامع الفصول قد اضطريت أراؤهم وبالغوا في ني والحكم
للغائب وعليه ولم يقصف ولم ينقل عنهم اصل قوى ظاهريبي عليه الفروع بلام
اضطراب ولا اشكاة الظاهر عندان يتأمل في الوقائع ويحتاط ويلحظ الحرج والضرورة
فیفتى بحسها جوازا و فسادا (رد المحتار)
فايده
در شیکہ قاضی وقت حکم کردن برای
غایب بر غایب ملاحظه کند
ضرورت جرح را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
