Machine transcription
جلد اول
۴۰۰
کتاب اداب القاضی
و بين مالذا قالا ناحتر الاصل حيت فقبل والفرقان في دعوى الاعتاق اقر على
نفسه بالرق وادعى زوال ذلك بالاعتاق فلا يصدق الا بحجة وفي قوله اناحر
ن
الاصل ايكر ثبوت الرق على نفسيه والقول قول المنكر الائيرى ان غلاما لوكا
واقام
حاضرا و ادعى ان العبد ملكه وقال انا حر الاصل فالقول للعبد ولوقال العبد انا حر الاصل
صاحب اليد بينة انه عبد فلان اودعه اياه قضيت بكونه عبدالغلاان و دفعته ا
الذي هو فى يد حتى لوحضر الغائب انكر ان يكون العبد له لزمه العبد وهذا
بخلاف مالوادعى رجل عبدا فى يدع رجل واقام ذواليد بينة انه عبد
فلان اودعه اياه واندفعت الخصومة لا يصير العبد مقضيا به لغلاء الغائب ولويحضر وانكر
يكون العبدالايلمن به العبدر بحصل ما ) و فرق است میان این مشاه گذشته و میان اینکه از غلام گفت که من مرسل
آزادم در اینجا قول میشو وقول او و فر تا بیست که در مثاله گذشته غلام در دعوای آرد کردن فلان او را اقرار
میکند
کرده است بغلام بودن خود و دعوی نموده است دور شدن غلامی را از خود با زا دکردن فلان پس شناسی
میضه
میشود مگر شاهدان او درین قول غلام که من در اصل آزادم منکر شد دست از ثابت بودن غلامی
خدا دستم وقول معکریت آیا نمیرینی که اگر آن فلان حاضر باشد و دعوی کند که این غلام ملک تست آن غلا اورید
کر من باسل آزادم پس این متوقول غلام میرت اگر ان غلام کف کم من اصل آزادم و دو الید گفت ان شایدا
بر بشین که این غلام فلانست که امانت نها و دست مرا نز د من حکم میکنم غلام بودن او مر آن فلانرا ومیدم انتخابها
که در دست اوست تا اینکه اگر نائب حاضر شد و منکرشد از اینکه آن غلام مرا و را باشد لازم میشو اورا آن غلام و این حکم
بخلاف
ان صورت است که مردی شوی کرد نظامی که در ست دمی گربه و الیه نام ان کا ذین که بستر غلامی هم علا
امانست و درستان رانزدم فی ال آنکه دفع کرد شد آدعوی ز دوالی نمیر ازان امحا مروز شده اوبرای ان فلان تان
تا اینکه حاضرید آن غائب منکر شد از اینکه آن غلام مر او را باشد لازم مینی شود او ر ا آن غلام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
