Machine transcription
جلد اول
۴۰۱
کتاب اداب القاضی
رجل وکل رجلین بقبض دین له علی رجل وغاب الموکل وغاب احدالوکیلین فحضر الوکیل
الاخر مجلس القاضی واحضر الغریم فخاصمه فاقر الغریم بالدین وجحد الوکاله فاقام الوکیل البینة
ببینه علی ان صاحب الدین فلانا وکله وفلانا الغایب قبض هذا المال تقضي القاضي بوكالتهما ثم
اذاحضر الغائب لا یکلفه اعادة البینة وکذلک لوجحد الغریم المال والتوکیل واقام الوکیل
الکانیتہ علی الملک والوکالة یقضي على الغريم بالدين وبوكالتهما ثم لايقبض الما كشيا في الفصلين
جمیعا حتى يحضر الوكيل الاخر فرقا بين الخصومة والقبض فتح الوكيلين في الخصومة والنقر لا ينفرد احدهما
بالقبض وينفرد بالخصومة (فصول عمادیہ) مردی وکیل گردانید دو مرد را بقبض کردن دین خود برردی
مراو را بر مردی دیگر و غایب شد آن وکیل گیرنده و غایب شد یکی از ان دو وکیل پس حاضر شد وکیل دیگر
در مجلس قاضی حاضر کرد دین دار را پس دعوی کرد بر او دران دین پس آن دین دار اقرار کرد بدین خود
از وکیل بودن او پس وکیل حاضر گذرانید شاهد انرا بر اینکه بدرستیکه فلانصاحب دین وکیل گردانی است
مراوفلان غایب را بقبض کردن این مال حکم کند قاضی بوکیل بودن آن حاضر و آن غایب تانیکداگر آن
غایب حاضر شد تکلیف کرده نمیشود بر او بازگذرانیدن شاهدان بر وکیل بودن خود و همچنان حکم است
اگر دین دار منکر شد از مال و از وکیل گردانیدن صاحب دین ایشانرا و وکیل حاضر گذرانید شادام
بدین و وکیل بودن حکم کرده میشود بدین دار بآن دین بوکیل بودن آن حاضر و آن غایب بعد ازین
وکیل حاضر در هر دو مسئله قبض نکند چیزیرا از ان دین تارنا اینکه وکیل دیگر حاضر شود از جهت اینکه
فرق است درمیان دعوی کردن و میان قبض کردن پس در صورتیکه دو نفر وکیل باشند در خصومت
کردن قبض نمودن تنها میشود یکی از ان دو وکیل از صاحب خود بقبض نمودن و تنهای دکور درد بین
ولو اقام الحاضر بينة ان فلانا وكله وفلانا معه وايا ما صنعه کل واحد منهما واجابا قبض كان او
خصومة على خلافته فتجو وكالته اتحاد قا الغاضى لوحضر الغائي يكلف اعادة البينة (فصول عماد )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
