Machine transcription
جلد اول
۳۸۱
کتاب ادف القاضی
میشود بران فلان غایب ومنها ما لو اقام بينه على عبدان مولاه اعتقه وانه قطع يده
بعد ذالك اواستدان منه اواسترمى منه او باع منه فتقبل البيئة في جميع هذه
الصور ويتضمن القضاء على الحاضر القضاء على الغائب فيما زد المحتار باد عي از كنان
که ثمره آن قاعده در ان ظاهر میشود این است که اگر کسی گذرانید شاهد انرا بر غلامی که بد رسیتیکه مولای او آزاد کردن است
او را و بد رستیکه آن غلام بریده است دست مرا بعد از آزادی یا دین کرده است از من یا چیزیرا خرید راست
از من یا فروخته ام چیزیرا برا واس پس جا دن قبول کرده میشود در تمامی این صورتها و فرا میگیرد حکم برحاضر حکم را بر غایب
در این صورتها اذا كان المدعى شيئ ين الا ان المدعى على الغائب ليس سببا لثبوت
المدعى على الحاضر لا محالة بل قد لا يكون سببا لا يتنصب الحاضر خصما
عن الغائب بيان هذه الاصل في رجل قال لامرأة رجل غائب ان زوجك
فلان الغائب وكلني ان احملك اليه فقالت للمرأة انه كان قد طلقني
ثلاثا واقامت على ذالك بينة قبلت بينتها في حق قص يد الوكيل عنها
لا في حق اثبات الطلاق على الغائب حتى لو حضر الغائب وانكر الطلاق في
تحتاج الى اعادة البينه كذا في الذخيرة الخرالملگیری اور شيكه مد عاد و چیر باشد مگرا نگه مدعا بر غایب سبب نباشد برای ثبوت
مدعا بر حاضر البته بلکه کاہی سبب باشده گاهی نباشد و در بنصورت شخص حاضر خصم ایستاده نمیشود از طرف
غایب بیان این قاعده این است که مردی گفت مرزن مرد غابی را که بدرستیکه شوهر تو که فلان غابیب است وکیل کن
مرا که برهم ترا نزد او پس آنزن گفت که بدرستیکه شوهر من طلاق کرده بود مرا سه طلاق و گذرانید شاهدانزا برا
سه طلاق قبول کرده میشود شاهد ان آنزن در حق کو تاه شدن دست وکیل از بردن آنزن و در حق ثابت کردن برن
طاق را بر شو هر غایب ود تا اینکه گر حاضره د شوه غایب راینکر شد ازطاق کردن خود پس آران محتاج میشود درثابت
طاق بانکه ندارن د شاهان جهان در هما است کنا به اخیره جاء رجل إلى عبد انسان وقال
فایده
بعضی از ان مسلها
فایده
اگر مدعی بر حاضر و غایب دوشی
بود و مدعی بر غایب سبب نبود
مدعی علی بر حاضر
یا الله
[?]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
