Machine transcription
جلد اول
٢٥٣
کتاب ادب القاضی
در فتاوای کبری ذکر شده است که زنی وکیل گردانید شخص غایب را و گرفت شاهدانرا بآن وکیل گردانیدن
خود آن غایب را پس گواهی دادند گواهان نزد قاضی شهر آنزن وکیل گیرنده تا که نوشته کند این قاضی سوی
قاضی شهر آن وکیل تا که حکم کند آن قاضی بآن وکالت قبول کرده میشود این شاهدی همچنین ذکر شده است
در فتاوای تاتارخانیه اذا وكلت المرأة بمهرها ونفقتها وكيلا وطلبت من القاضی
في ذلك كتابا فينبغى للقاضى ان يذكر في كتابه وذكرت ان لها على زوجها
فلان بن فلان بن فلان من المهر كذا وقد وكلت فلانا بن فلان بن فلان في قبض
ذلك المهر من زوجها وبالخصومة فيه ان انكر ويكتب ايضا وكلته بطلب
نفقتها من زوجها وبالخصومة فيها فاذا وصل الكتاب الى القاضى يحضر الزوج ويسأل عن
المهر فان اقر به امر بالدفع الى الوكيل ولو كانت وكلته بمهرها وبالخصومة في نفقتها حتى
يفرض لها كل شهر نفقة سنة وكل سنة كسوة مسماة فاذا وصل الكتاب الى المكتوب
اليه لم يقبل البينة الا بحضرة الزوج فاذا ثبت ذلك عنده سأله عن
المهر فان اقر به اخذه منه ويفرض من النفقة والكسوة ما يصلحهما كذا في
المحيط (عالمگیری) وقتی که زنی وکیل گردانید بمهر و نفقه خود مردیرا و خواست از قاضی نوشته را
بسوی قاضی دیگر دران مهر و نفقه خود پس میشاید مر قاضی را اینکه ذکر کند دران نوشته خود که این
شخصه من بیان نمود که بدرستی مرا بر شوهر من فلان پسر فلان پسر فلان این قدر است از مهر و تحقیق وکیل
گردانیده است فلان بن فلان بن فلانرا بقبض کردن آن مهر از شوهر خود و وکیل گردانید است او را
بدعوی کردن دران مهر اگر شوهر او منکر باشد و نیز قاضی بنویسد که آنزن وکیل گردانیده است آن فلانرا
بخواستن نفقه خود از شوهر خود و وکیل گردانیده است او را بدعوی کردن دران نفقه خود پس وقتیکه رسید
آن نوشته قاضی بآن قاضی که بسوی او نوشته شده بود حاضر کند شوهر آنزن را و بپرسد او را از مهر آنزن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
