Machine transcription
جلد اول
۱۹۰
كتاب ادب القاضی
که آنضامن بنده در شهر دیگر بندی شده باشد و اگر بندی کرده شده باشد در شهر یکه ضامنی
دران واقع شده است دریندی خانه آن قاضی که ایشان دعوی کرده اند نزد او خواسته میشود
از ضامن سپردن او ولیکن قاضی برآرد او را از بندیخانه تا که جواب بگوید خصم خود را بعد از ان
باز بگرداند او را به بندیخانه و اما وقتیکه بندی شده باشد در شهر یکه واقع شده است دران ضما
ولیکن بندیخانه قاضی دیگر باشد چنانچه دران شهر دو قاضی باشد یا بندی شده باشد نزد زمان
پادشاه پس در حکم استحسان ضامن و کرند نمیشود به سپردن ضامن دهنده و حکم در همین صورت میشود
مانند آن حکم که ضامن بنده ضامن سر در بندیخانه همین قاضی باشد همچنین ذکر شده است کتاب نتیج
وفي المنتقى اذا كان المكفول بالنفس محبوسا في سجن قاض آخر في هذا المصر فالقاضي يامر
الطالب ان يذهب الى القاضى الذي حبسه يكون الخصومة كذا في المحيط (عالمكيرى)
و در کتاب منتقی ذکر شده است اینکه وقتیکه بندی بود ضامن بنده ضامن سر در بندیخانه قاضی دیگر
در همین شهر پس قاضی امر کند طالب کنده حق را باینکه برود بنزد آنقاضی که بندی کرده است اورا
و دعوا ایشان نزد آنقاضی بشود که آن بندی بنزد او است هچنین ذکر شده است در کتاب محیط
ولو كفل بنفس رجل هو غير محبوس ثم حبر فخاصم الطالب الكفيل الى القاضي ان احضر فقال الوكيل
كفلت به وكنت حبسته بدين فلان أخر عليه عن محمد رح ان القاضي يا مر باحضار المطلوب من الكفيل
الى المكفول له ثم يقال إلى الحبس كذا في فتاوى قاضيخا (كفاله عالمگیری) و اگر کسی ضامن سر شده بود
از طرف مردیکه بندی نبود بعد از ان آنمرد بندی کرده شد پس دعوی کرد طالب کنده دین با ضا من نفر بنز اقا
که آن مرد را بندی کرده است پس ضامن گفت که ضامن شده بودم به سپردن سر او و تو او را بنده کردی سب
دین فلان شخص دیگر که بر اوست روایت شده است از امام محمد رح اینکه بدرستی قاضی امر کند بحاضر کردن شخص ضا من شده
نا که ضامن او را بسپارد بشخصی که ضامنی و برای او بعد ازان و را بازگرداند به بدبخا همچنین کمد شده است فتادی نی خا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
