Machine transcription
جلد اول
۱۸۹
کتاب ادب القاضی
مکانه وان لم يعرف مكانه واتفق الطالب والكفيل على ذلك تسقط المطالبة عن الكفيل
للحال الى ان يعرف مكانه كفايه فان مضت ولم يحضر مجلسه اكفاله هلا به الى ان يظهر
للقاضي تعذر الاحضا عليه بدلالة الحال وشهرته بذلك فيخرج من الحبس وينظر الى مدنيت
(فتح القدیر) واگر غایب شد شخصیکه ضامن بر خود داده بود مهلت بدهد قاضی ضامن را بقدر مدت
رفتن وآمدن او و حکمی کند بکرفتن ضامن را در و این حکم در انوقتست که معلوم باشد جای ضامن شده
واگر معلوم نبود جای او و اتفاق داشتند طلب کننده و من ضامن برنا معلوم بودن جای او
ساقط میشود طلب کردن سروا ز ضامن در حال تا انکه معلوم شود جای اوسر و در صورتیکه جای او معلوم بوب
وقاضی او را مهلت داده باشد اکران مدت مهلت گذشت و حاضر کرد او را آن ضامن بند میکرد
قاضی ضامن را تا انکه ظاهر شود بر قاضی را دشواری حاضر نمودن ضامن شونده بر ضامن بدلالت کردن
حال یا بشاید ان بمکذرن بهمین دشواری حاضر کردن ضامن شونده پس برآورده شو ضامن از بند
و مهلت داده شود او را تا وقت قدرت یافتن او برحاضر کردن ضامن شونده اذا حبس المكفول بنفسه بدين
غريم الموحد به الكفيل هكذا اطلق في الاصل قالوا وهذا ذا كان محبوسا في مصر آخر فاما اذا كان
محبوسا في المصر الذى وقعت فيه الكفالة في سجن القاضي الذي يخاصمه اليه لا يطالب
بالتسليم ولكن القاضي يخرجه من السجن حيت يخصمه ثم يعيده الى السجن ما اذا كان محسوسا في
المصر الذى وقعت فيه الكفاله ولكن في سجن قاض أخر وان كان في المصر قاضيان وحبش في
سجن الوالي ففى الاستحسان لا يوخذ بالتسليم ويكون الحكم فيه كالحكم فيما اذا
كان في سجن هذا القاضي كذا في الذخيرة (عالمگیری) و قتیکه ضامن شونده منان
سپندی کرده شد بسبب دین یا غیر دین گرفته میشود بجاضر کردن او ضامن و همچنین مطلو
ذکر کرده است امام محمد رح در کتاب مبسوط و علمای گفته اند که همین حکم وقتیت
فایده
اگر ضامن شونده
سپند می کرده
شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
