Machine transcription
جلد اول ١٠٢ كتاب القاضي
پلان فلان اليتيم فانه يقبل وياخذ المال ان ذكره وكذالوحات الأول و
استقصى غيره فشهد بذلك (فتح القدير)
واگر شاهدی دادند قومی که باشید و یتیم از قاضی معزز را که میگفت اینکه امانت نهاده ام نزد فلان مال فلان یتیم را وشکر
آن کسی که مال در دست او بود با شاهدی دادند بضرورتی قاضی مال یتیم را پس قبول کرده میشود شهادتی ایشان که فراه میشود
مال برای یتیم که ذکر کرده اند آن را و چنین حکم است که قاضی اول مرده قاضی گردانیده شد دیگر کسی تفتیش
دادند بآن مال یتیم یا بآن فروختن قاضی قبول میشود شهادتی ایشان در آن اگر القا المعزول في يد فلان الف
درهم امانة لفلان اليتيم من تركة ابيه وصدق ذواليد فى ذلك كان يدع احد من طلبة الوثر ذلك الما
نحو ليتيم وان قالوا فى الورثة ليستوف منا احد حقه من تركة الميت كان ذلك المال مشتركاً
بين جميع الورثة واليتيم من جملتهم الا انه ينبغي للقاضى المقلد ان ينظر ليتيم ويحلف
باقى الورثة بالله ما استوفيتيم حقوقكم من تركة والدكم فلان (عالمگيرى)
اگر قاضی معزول گفت که در دست فلان شخص هزار درهم است که بافته بود آن هزار درهم را فلان یتیم از ترکه پدر خود
و راستگوی گردانید قاضی را آن شخصی که مال در دست اوست در ان گفته او پس اگر دعوی نکردند هیچکدام
از دیگر ورثه پدر آن یتیم همین مال را پس درینصورت آن مال از یتیم است و اگر دیگر ورثه او گفتند که تمام نگرفته
از ما هیچ کسی حق خود را از ترکه آن مرده میشود آن مال مشترک میان تمامی ورثه و آن یتیم از جمله آن ورثه است
مگر اینکه میباید مر قاضی جدید را که شفقت کند برای یتیم و سوگند بدهد دیگر ورثه را باینکه بخدا سوگند است شما را
که تمام نگرفته اید حقهای خود را از ترکه پدر خود که فلان است وان قال القاضى المعزول هذا
المال لفلان اليتيم ولم يقل اصابه من تركة وان وادعوا باقى الورثة انه
من تركة والدهم وانهم لم يستوفوا حقوقهم من تركة والدهم ذا
المال لليتيم ولا يصدقون الا بحجة (عالمگيرى)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
