BrowseGhazalīyāt-i Mirzā Bīdil → page 54

Page 54

Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil · pages 1–241


Page image — the source of record

Scanned page 54 of Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil

Machine transcription

غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه حرف الباء چیست آدم مفرد کلک دبیرستان رب از تصنع گر همه جا و تو آرد بزبان آنسوی کون ومکان طیارو پرواز انتظار نور او بی احتجاب و ظلمت او بی تکلف شور عشق از نشأه آهنگ قانون دماغ کاشیده اوضاع امطمار است ترکیبش سبب مینو نون دارد همان شکل گشاد و بست لب شخصیت وارستگی آغوش و آزادی طلب ذات عالمتاب او خورشید و روز وماه شب شرم حسن از سایه پروردان مژکان ادب زادة عز مواليدش جهان ما و طين احتمالات تیرش و هم چندین جبر و شر آهوان دشت فطرت را خیال او حنیف حاصل روو قبواش انقسام خوب وزشت از هزار آيئنه يك نور يقينش منعكس لم يلد لم يولدش آئينه اصل ونسب آفتاب مفرد و له نهمت رأس و ذنب کار گاه شیشه افلاك را فکرش حلب انفعالش دوزخ واقبال فردوس طرب از دوعالم نسخه اش يك خطة دل منتخب با همه سامان قدرت شخص تسلیم اعتبار ناکاه کاسیمرن بیکر ( بیدل ) لقب خون بسته است از غم آن لعل پان بلب صبحی بتبسمی بتساهل دمیده ایم از بسکه امتحانکده وهم هستیم یخها معنی که است سر رشته سخن خواهی نفس فروکش و خواهی بناله کوش سیری زخوان چرخ کسی را بکام نیست دندان شکسته که فشارد زبان بلب زان گردخط که بست چوجوهرنشان بلب آبند نفس چو آئینه ام هر زمان بلب بلبندی زبان بکام که بای دهان بلب جولان محبررا نکشد کس عنان بلب دارد هلال هم سخن ازحرف نان بلب عيش وصال وذوق کنار آرزوی کیست راهی بدرد بی اثری قطع کرده ایم مشتاق تا حدیث وفا را زبان دهد دل کوب فطرت است حدیث سبکسران خلق مخرف وصوت فشرده است پای جهد سعی ضعیف خلق بحمانی نمیرسد مائیم وحرف بوسه ازان آستان بلب همچون سپندم تپش دارد فغان بلب چون شمع میشود همه اجزای شان بلب چون پشه نام کوه نیاید گران بلب راهی چو خامه میرود این کاروان بلب کر مرد قدرتی نغمت را رسان بلب ( بیدل ) بخلوه گاه نثار تبسمش آه از ستم کشی که نیاورد جان بلب دل از خمار طلب خون کن وشراب طلب مترس از خم کسور ای جراحت دل محیط درخم آغوش بیقراری تست لباس عافیت از دهر اگر هوس داری هزار جلوه در آغوش بیخودی محواست نیازوناز همان درد وصاف یکقدح اند جگر بتشنه لبی واگداز و آب طلب بزلف یار بزن دست و مشکناب طلب دمی چوسیل درین دشت اضطراب طلب زماهتاب کتان و حریر از آب طلب جهان شعور طلب میکند تو خواب طلب چو پلی او سر ماهم ازان رکاب طلب رعایت نتوان دزدة گشایش یافت مباش همچو کهر مرده ريك اين دريا قدم بوادی فرصت زن ومژه بردار نمی چو شبنم کل صرف کن به بیداری به بنده پرده بچشم و ذات زعیب کمان دل گداخته ( بیدل ) نیاز مژگان کن بدل شکیبی اگر هست فتحباب طلب نظر بامید کن و همت حباب طلب بهار میرود ای غنچه شتاب طلب سحر ترار سرو وصل آفتاب طلب گشاده کار خود از بند این نقاب طلب طراوت چمن عمر ازین سحاب طلب زدرد تشنه لبی ها درین محیط سراب حصول ریشه آمال سر بسر پوچ است اگر نسیم کل آبروی ما دزدد بفیض ديده ترهیچ نشه نتوان یافت نفس بوه وا کشته از پرده توهم ما کسی زدام نطق چسان برون تازد دل گداخته ایم و رسیده ایم بآب تلاش موج چه خرمن کند بغیر حباب شکست بال شود بهر بلبلی محراب توساز میکده کن ماو این دوشیشه شراب که ساز در دل خاشاك و رهبوا مضراب شکسته کردن هم موج طوقی از کرداب تأملی که چه دارد تلاش محرمیت فسانه دل پرخون شنیدنی دارد خیال ترکس مست تو بیخودی اثر است اثر بوادی امکان غبار بی آبیست درین محیط چوموج اینقدر تردد چیست مقیم انجمن نازسا نیم ( بیدل ) شکست آئینه را جلوه کرده اند خطاب بدوش غنچه جرس بسته است اشك كباب و گرنه دیده کس نداشت اندیشه خواب هجوم آینه ات از نکاه دماند حباب رفتی که دارد در ناله پر عقاب چو کهربا زده سعی کس محمما در یاب سایه اندازد اگر بخت سیاه من در آب کی توانم در دل سنگین خوبان جا کنم طاهرو باطن یکرد عرض یکدیگر کجاست ما ضعیفان شبنم وامانده این کاشنیم غرق دنیا نیم کو ساز منزه زیستن هوش میآر قوی باچشم پینا کار نیست فلس ماهی دیده آهو کند خرمن در آب من که نتوانم فرو بردن سرسوزن در آب آب در کلخن نمایان است چون کلشن در آب از نم اشکیست مارا دیده تادامن در آب جبهه فطرت تر است از دامن افشردن در آب جز بپا ممکن نباشد پیش پا دیدن در آب هرنکه در دیده من ناله است اما چسود راه غیرت بلوقا را در وطن پوشیده نیست پوچ می آي برون از لاف هستی دم مزن کر چنین جوشدعرق از هرزه تازیهای فکر نرمی گفتار ظالم بی فسون کینه نیست يك نكه نادیده رخسار عرق آلوده اش حلقة تبخیر نومید است از شیون در آب کوهراز گرداب دارد هم طرف دوزن در آب نیست بیعرض حباب از قطره خندیدن در آب نسخه ما را خجالت خواهد افکشدن در آب صنعنی دارد حسام از شعله پروردن در آب چون تری عمر بست بیدل که دماندش در آب شب که شد جوش فغانم همنوای عندلیب فرد نقش بای و ماهم سری دزدیده ایم کاروان رنگ و بو را هیچ جا آرام نیست برجبین برگ کل چین می طرازد موج رنگ حسن مستغنیست از شهرت نوائیهای عشق در عرق کوکشت چون شبنم صدای عندلیب سایه کل کز بود بال همای عندلیب صد جرس میدارد انجا های های عندلیب برسامان است محراب دعای عندلیب هیچکس کل را نمی خواهد برای عندلیب خلق معشوقان کمندصید مشتاقان بس است جلوه کل کز چنین طاقت گدازیها کند عجز هم مارا درین کلشن بپائی میبرد اینکه خواهی پای ناموس محبت داشتن یکسر مویم تهی از صنعت متقاز نیست نیست غیراز بوی کل زنجیر پای عندلیب بعد ازین خاکستری یابی بجای عندلیب نیست كم از ناله بال نارسای عندلیب شرم دار از دیدن کل بی رضای عندلیب ناله اندود است از سر تا بپای عندلیب ( بیدل ) از غفلت تلاش بستر کل میکنم ورنه زیر نال دارد کرم جای عندلیب صبحدم سیاره بال افشاند از دامان شب بر نمی آید بپاس چشم آهو از سواد درخم آزلف جون شد طاقت دلهای چاك از حوادث فیض معنی میبرند اهل صفا خط او بر صبح بیداری شبیخون نامه ایست کوشه کیر وسعت آباد غبار جهل باش وقت پیری ریخت ازهم عاقبت دندان شب صبح اقبال جنونم نشکند پیمان شب صبحها آخر شفق کردند در زندان شب می خراش د شمع صبح از جنبش دامان شب روی او فردیست گوئی در شکست شان شب برده پوش یکجهان عیباست هندستان شب اشك حسرت لازم ساز رحیل افتاده است درهوای دو بسودا هوشم از سر رفته است با جمالش دادهم جا دست بیعت آفتاب دزده ای دوق گرفتاری که بازم میرسد نامه صبحی که میگویند در عالم کجاست ( بیدل ) از پیچ و خم زلفش رهائی مشکلست شبنم صبح است آثار سم مزکان شب آشیان از دست داد این مرغ در طیران شب طرة مشکین اوهم تازه کرد ایمان شب شایدد رشب کسی از دشت مشك افشان شب اینقدرها خواب غفلت نیست جز بهمان شب زکربان سیل نتواند جست میهمان شب طرب درین باغ میطرازد زساز فرصت پیام برلب اکر بمعنى رسیده باشی خروش مستان شنیده باشی رساند خالق زهيیاء رابن بحرمة قدرت آزمائی زترکنی اکنون مباش غافل که نی کرفتست جام برلب چو برك بناد آمد اهل مشرب نهفته شکر مدام برلب هجوم اشغال ژاژ خائی چو تو من بی لجام برلب

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil, page 54. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0015/54 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0015/54
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record