BrowseGhazalīyāt-i Mirzā Bīdil → page 169

Page 169

Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil · pages 1–241


Page image — the source of record

Scanned page 169 of Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil

Machine transcription

گیر نیاید در غم اسباب بجمشید عالم همه راضیت باین درد سر از خود افتاد بگردن غم پیری چه توان کرد زین حلقه هم افسوس نرفتم بدر از خود سیر سر زانو هم از افسون جنون بود اینکـه خیـالم نجهیـدان دگر از خود سهل است گذشتن ز هوسهای دو عالم گر مرد رهی یکدو قدم در گذر از خود یاران عدم کار عیار طپش چند پیش از توفشاندند درین دشت و در از خود وا نش بقسلی کده گنج تغافل بشنو من و مای همه چون گوش کر از خود ای موج کر احسان طلب در نظر تست در وصل گهر هم نکشانی کمر از خود آئینه شدن چیست درین محفل عبرت هنگامه تراشیدن عیب و هنر از خود در خلق کر انصاف شود آینه دارت (بیدل) چوخودت کس نیاید بثر از خود چوناله کرد نمودم اثر نمیتاید بهار من هوس رنگ بر نمیتاید بیک نظر ز سرآ پای من قناعت کن که داغ عرض مکرر شرر نمیتاید بطبع بختم اگر خواب غالب است چسود که بختة مژه‌ام هیچ بر نمیتاید اشاره می کند از وا شدن لب‌بیمار که بار ناله دل هر گز نمیتاید گرفته است خیالت فضای امکانرا چه مهرو ماه که بام و در نمیتاید گشاد و بست نگاهی ز دل غنیمت دان چراغ راه نفس آنقدر نمیتاید نصیب ناله ما هیچ جز تپیدن نیست نهال یاس خیال ثمر نمیتاید طراوت عرق شرم ما سیه کاریست که این ستاره بشاخ دگر نمیتاید غبار آینه اظهار جوهر است اینجا صفای طبع غرور هنر نمیتاید طلسم خویش شکستن علاج مخمل ماست که شب نمیکشد و تا سحر نمیتاید نگاه ما ز تماشای غیر مستغنی است رون خویش چراغ گهر نمیتاید حباب بیخرد دل بوانه میزند بر موج دل گرفته ز شمشیر سر نمیتاید چو اشك در گره خود چکیدنی دارم دماغ آبله زین بیشتر نمیتاید خیال بسمل توطئۀ حـیرتم (بیدل) بخون طپیدن من بال و پر نمیتاید چون رنگ گل ز بس برو بالم شکسته اند مکتوب وحشتم به پر رنگ بسته اند پروانه مشربان بيك انداز سوختن از صد هزار زحمت پرواز رسته اند فرصت کفیل وحشت کس نیست زین چمن گلها بس است دامن رنگی شکسته اند تمثال من در آینه پیدا نمی شود در پردۀ خیال توام نقش بسته اند یا‌مرد کی بسوختگان چه میکند اینجا سپندها همه بالا جسته اند عالم تمام خون شد و از چشم ما چکید خوبان هنوز منکر دلهای خسته اند آن بیخودان که ضبط نفس کرده‌اند ساز آسوده تر ز نغمة تار گسسته اند آزاد گان بگوشه دامن فشاندنی چون دشت در غبار دو عالم نشسته اند سر بر دانش زجیب که گلهای این چمن از شوق غنچگی همه محتاج دسته اند ما را همان بخاك ره عجز وا گذار واماندگان در آبله دامن شکسته اند (بیدل) زندگانی جهانت ملال نیست پرواز ناله را بقفس ره نبسته اند چون رشتة که از گهر آگاه میشود صد جاده از يك آبله کوتاه میشود ای قاصد شین اجل رمز بشنو بس منزل مسكی بسند که بیگانه می شود نقاش است كلك ازل کر نظر کنی آدم مصور از کلف ماه می شود پیش و کم فنا همه اسماء حاجت است فقر آترمان که گل کشد الله می شود بر حاتم قناعت درویش مشربی کم نیست اینکه نام گدا شاه میشود از آفت غرور حذر کن که همچو شمع چشم از بلندی مژه‌ات جاه میشود برهم زن وقار بزر گیست گفتگو کوه از صدا خفیف تر از کاه می شود چون آسمان کمال بزرگان فروتنی است وضع تواضع آب رخ جاه می شود هر مستی که مایة حرص چیده است انجام رغبتش همه اکراه می شود از جادة ادب منمائید انحراف پا خصم دامنیست که کوتاه می شود جز پاس نیست گروفر لاف زندگی هر کاهقی ببلند شود آه می شود رو زرد از تو شکوۀ طالع غنیمت است این عالم است غاز که دلخواه می شود (بیدل) بناله خو کن و خواهی خوش باش اینها فسانه ایست که کوتاه می شود چون شرر اقبال هستی يك فرصت گاه بود هر کجا کل کرد روز ما همان پگاه بود برخیال پوچ خلقی پرد ماغ ناز سوخت شعله هم مغرور گل از پرده های کاه بود فهم ناقص رهن قرآت محبت در نیافت ورنه یکسر ناله دل مد بسم الله بود فقر با آن عجزبی نقش فنا صورت نبست تا گدا گفتیم نامش مدنگین شاه بود در غرور آباد نازش هستی امکان چه یافت هر کجا عرض کتان دادند نور ماه بود دل بجیب محرمی آخر نفس را ره نداد پیچ و تاب ریسمان از خفگی این چاه بود گرد دامان نیفشاندیم و فرصتها گذشت دست فقر از آستین هم یکدو چین کوتاه بود هیچ کافر مبتلای نا قبولیها مباد یاد ایامیکه ما را در دل کس راه بود جیب خجلت میدرد تا غنچه دانهای درد چون سحر ما خنده داشتیم و در دل آه بود تا کجا هنگامة طبع فضولنا راحتش عمر مستعجل ز تنك وضع ما آلا بود میتند (بیدل) جهانی برنگ و ناز امل نه فلك يك كردش ماشورۀ جولاه بود چون شفق از رنگ خونم هیچ کس گلچین نشد ناخنی هم زین حنای بی نقدر نگین نشد از ازل مغز سر من بنية گوش من است بهر خواب غفلتم درد سر بالین نشد در محیط کاستقامت صید دام موج بود کوهی بی طاقت ما محرم تمکین نشد بی لبت از آب حیوان خضر خونها میخورد تا چرا از خاکساران خط مشکین نشد باز هستی در تما شاخانة دل عیب نیست کیست در سیر بهار آیینه حو، بین نشد بی جگر خوردن بهار طرز نتوان تازه کرد غوطه‌ اندر خون نزد فطرت سخن رنگین نشد چشم زخم تاروی تیغ او را کرده اند از روان موج خونرا چون نگه تسکین نشد بسکه ما را عاقبت آئینه دار آفت است آشیان هم جز فشار پنجة شاهین نشد داغم از وارستگیهای دعای بی اثر کز فسون مدعا زحمت کش آمین نشد غافل از وضع ضلالت آگهی از کف نداد بختم از کفر هم بگذشت واهل دین نشد همت وارستگان وا ماندۀ اسباب نیست ز اختلاط سنگ پرواز شرر سنگین نشد هبقدر (بیدل) دماغ سعی راحت سوختم همچو آتش جز همان خاکسترم بالین نشد چون شمع هیچکس بزبانم نمیکشد در خاك و خون بغیر زبانم نمیکشد دارد بعرصه کاه هوس هرزه تاز حرص دست شکستة که عنانم نمیکشد سیر شکسته رنگی من کر سرمه نیست حیرت چرا بچشم شبانم نمیکشد تصویر خود فروشی لبهای خامشم جز نغمه هیچ جنس دکانم نمیکشد تا کشته به حدیث جفای پری رخان این شکوه تا بمهر دهانم نمیکشد شمشیر برق جوهر آهم ولی چسود از خود گذشتی شبانم نمیکشد شهرت نواز ساز زمینگیرم چوشمع هر چند خار پا بسنانم نمیکشد مشت خس ستمدکش با سم که موج هم از تنك نا کسی بکرانم نمیکشد در پردۀ ترنك پری خیز نغمه ایست دل جز بکوی شیشة کسرانم نمیکشد چون شیشه پیکرخم من طاقت آزماست مفت مصوریکه کمانم نمیکشد رخت شرار جسته ندانم کجا برم دوش امید بار گرانم نمیکشد (بیدل) زتنك طینت بیکار سوختم افسوس دست من زجنانم نمیکشد جوهرمکین خود از لاف برهم میشود مأو من با پیش میگردد حیا کم میشود نیست آسان ربط قیل و قال ناموزون خلق سکتة میخوا ند نفس تا لب فراهم میشود وقت ایامیکه تقلید افعال خلق بود صورت سنک از زمان عیسی و مریم میشود ریشه ها دارد جنون تخم نیرنك خیال میکشد گندم سر از خمره می و آدم میشود

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil, page 169. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0015/169 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0015/169
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record