{"book":"adl0015","page":169,"text":"گیر نیاید در غم اسباب بجمشید\nعالم همه راضیت باین درد سر از خود\nافتاد بگردن غم پیری چه توان کرد\nزین حلقه هم افسوس نرفتم بدر از خود\n\nسیر سر زانو هم از افسون جنون بود\nاینکـه خیـالم نجهیـدان دگر از خود\nسهل است گذشتن ز هوسهای دو عالم\nگر مرد رهی یکدو قدم در گذر از خود\n\nیاران عدم کار عیار طپش چند\nپیش از توفشاندند درین دشت و در از خود\nوا نش بقسلی کده گنج تغافل\nبشنو من و مای همه چون گوش کر از خود\n\nای موج کر احسان طلب در نظر تست\nدر وصل گهر هم نکشانی کمر از خود\nآئینه شدن چیست درین محفل عبرت\nهنگامه تراشیدن عیب و هنر از خود\n\nدر خلق کر انصاف شود آینه دارت (بیدل) چوخودت کس نیاید بثر از خود\n\nچوناله کرد نمودم اثر نمیتاید\nبهار من هوس رنگ بر نمیتاید\nبیک نظر ز سرآ پای من قناعت کن\nکه داغ عرض مکرر شرر نمیتاید\n\nبطبع بختم اگر خواب غالب است چسود\nکه بختة مژه‌ام هیچ بر نمیتاید\nاشاره می کند از وا شدن لب‌بیمار\nکه بار ناله دل هر گز نمیتاید\n\nگرفته است خیالت فضای امکانرا\nچه مهرو ماه که بام و در نمیتاید\nگشاد و بست نگاهی ز دل غنیمت دان\nچراغ راه نفس آنقدر نمیتاید\n\nنصیب ناله ما هیچ جز تپیدن نیست\nنهال یاس خیال ثمر نمیتاید\nطراوت عرق شرم ما سیه کاریست\nکه این ستاره بشاخ دگر نمیتاید\n\nغبار آینه اظهار جوهر است اینجا\nصفای طبع غرور هنر نمیتاید\nطلسم خویش شکستن علاج مخمل ماست\nکه شب نمیکشد و تا سحر نمیتاید\n\nنگاه ما ز تماشای غیر مستغنی است\nرون خویش چراغ گهر نمیتاید\nحباب بیخرد دل بوانه میزند بر موج\nدل گرفته ز شمشیر سر نمیتاید\n\nچو اشك در گره خود چکیدنی دارم\nدماغ آبله زین بیشتر نمیتاید\nخیال بسمل توطئۀ حـیرتم (بیدل)\nبخون طپیدن من بال و پر نمیتاید\n\nچون رنگ گل ز بس برو بالم شکسته اند\nمکتوب وحشتم به پر رنگ بسته اند\nپروانه مشربان بيك انداز سوختن\nاز صد هزار زحمت پرواز رسته اند\n\nفرصت کفیل وحشت کس نیست زین چمن\nگلها بس است دامن رنگی شکسته اند\nتمثال من در آینه پیدا نمی شود\nدر پردۀ خیال توام نقش بسته اند\n\nیا‌مرد کی بسوختگان چه میکند\nاینجا سپندها همه بالا جسته اند\nعالم تمام خون شد و از چشم ما چکید\nخوبان هنوز منکر دلهای خسته اند\n\nآن بیخودان که ضبط نفس کرده‌اند ساز\nآسوده تر ز نغمة تار گسسته اند\nآزاد گان بگوشه دامن فشاندنی\nچون دشت در غبار دو عالم نشسته اند\n\nسر بر دانش زجیب که گلهای این چمن\nاز شوق غنچگی همه محتاج دسته اند\nما را همان بخاك ره عجز وا گذار\nواماندگان در آبله دامن شکسته اند\n\n(بیدل) زندگانی جهانت ملال نیست پرواز ناله را بقفس ره نبسته اند\n\nچون رشتة که از گهر آگاه میشود\nصد جاده از يك آبله کوتاه میشود\nای قاصد شین اجل رمز بشنو بس\nمنزل مسكی بسند که بیگانه می شود\n\nنقاش است كلك ازل کر نظر کنی\nآدم مصور از کلف ماه می شود\nپیش و کم فنا همه اسماء حاجت است\nفقر آترمان که گل کشد الله می شود\n\nبر حاتم قناعت درویش مشربی\nکم نیست اینکه نام گدا شاه میشود\nاز آفت غرور حذر کن که همچو شمع\nچشم از بلندی مژه‌ات جاه میشود\n\nبرهم زن وقار بزر گیست گفتگو\nکوه از صدا خفیف تر از کاه می شود\nچون آسمان کمال بزرگان فروتنی است\nوضع تواضع آب رخ جاه می شود\n\nهر مستی که مایة حرص چیده است\nانجام رغبتش همه اکراه می شود\nاز جادة ادب منمائید انحراف\nپا خصم دامنیست که کوتاه می شود\n\nجز پاس نیست گروفر لاف زندگی\nهر کاهقی ببلند شود آه می شود\nرو زرد از تو شکوۀ طالع غنیمت است\nاین عالم است غاز که دلخواه می شود\n\n(بیدل) بناله خو کن و خواهی خوش باش اینها فسانه ایست که کوتاه می شود\n\nچون شرر اقبال هستی يك فرصت گاه بود\nهر کجا کل کرد روز ما همان پگاه بود\nبرخیال پوچ خلقی پرد ماغ ناز سوخت\nشعله هم مغرور گل از پرده های کاه بود\n\nفهم ناقص رهن قرآت محبت در نیافت\nورنه یکسر ناله دل مد بسم الله بود\nفقر با آن عجزبی نقش فنا صورت نبست\nتا گدا گفتیم نامش مدنگین شاه بود\n\nدر غرور آباد نازش هستی امکان چه یافت\nهر کجا عرض کتان دادند نور ماه بود\nدل بجیب محرمی آخر نفس را ره نداد\nپیچ و تاب ریسمان از خفگی این چاه بود\n\nگرد دامان نیفشاندیم و فرصتها گذشت\nدست فقر از آستین هم یکدو چین کوتاه بود\nهیچ کافر مبتلای نا قبولیها مباد\nیاد ایامیکه ما را در دل کس راه بود\n\nجیب خجلت میدرد تا غنچه دانهای درد\nچون سحر ما خنده داشتیم و در دل آه بود\nتا کجا هنگامة طبع فضولنا راحتش\nعمر مستعجل ز تنك وضع ما آلا بود\n\nمیتند (بیدل) جهانی برنگ و ناز امل\nنه فلك يك كردش ماشورۀ جولاه بود\n\nچون شفق از رنگ خونم هیچ کس گلچین نشد\nناخنی هم زین حنای بی نقدر نگین نشد\nاز ازل مغز سر من بنية گوش من است\nبهر خواب غفلتم درد سر بالین نشد\n\nدر محیط کاستقامت صید دام موج بود\nکوهی بی طاقت ما محرم تمکین نشد\nبی لبت از آب حیوان خضر خونها میخورد\nتا چرا از خاکساران خط مشکین نشد\n\nباز هستی در تما شاخانة دل عیب نیست\nکیست در سیر بهار آیینه حو، بین نشد\nبی جگر خوردن بهار طرز نتوان تازه کرد\nغوطه‌ اندر خون نزد فطرت سخن رنگین نشد\n\nچشم زخم تاروی تیغ او را کرده اند\nاز روان موج خونرا چون نگه تسکین نشد\nبسکه ما را عاقبت آئینه دار آفت است\nآشیان هم جز فشار پنجة شاهین نشد\n\nداغم از وارستگیهای دعای بی اثر\nکز فسون مدعا زحمت کش آمین نشد\nغافل از وضع ضلالت آگهی از کف نداد\nبختم از کفر هم بگذشت واهل دین نشد\n\nهمت وارستگان وا ماندۀ اسباب نیست\nز اختلاط سنگ پرواز شرر سنگین نشد\nهبقدر (بیدل) دماغ سعی راحت سوختم\nهمچو آتش جز همان خاکسترم بالین نشد\n\nچون شمع هیچکس بزبانم نمیکشد\nدر خاك و خون بغیر زبانم نمیکشد\nدارد بعرصه کاه هوس هرزه تاز حرص\nدست شکستة که عنانم نمیکشد\n\nسیر شکسته رنگی من کر سرمه نیست\nحیرت چرا بچشم شبانم نمیکشد\nتصویر خود فروشی لبهای خامشم\nجز نغمه هیچ جنس دکانم نمیکشد\n\nتا کشته به حدیث جفای پری رخان\nاین شکوه تا بمهر دهانم نمیکشد\nشمشیر برق جوهر آهم ولی چسود\nاز خود گذشتی شبانم نمیکشد\n\nشهرت نواز ساز زمینگیرم چوشمع\nهر چند خار پا بسنانم نمیکشد\nمشت خس ستمدکش با سم که موج هم\nاز تنك نا کسی بکرانم نمیکشد\n\nدر پردۀ ترنك پری خیز نغمه ایست\nدل جز بکوی شیشة کسرانم نمیکشد\nچون شیشه پیکرخم من طاقت آزماست\nمفت مصوریکه کمانم نمیکشد\n\nرخت شرار جسته ندانم کجا برم\nدوش امید بار گرانم نمیکشد\n(بیدل) زتنك طینت بیکار سوختم\nافسوس دست من زجنانم نمیکشد\n\nجوهرمکین خود از لاف برهم میشود\nمأو من با پیش میگردد حیا کم میشود\nنیست آسان ربط قیل و قال ناموزون خلق\nسکتة میخوا ند نفس تا لب فراهم میشود\n\nوقت ایامیکه تقلید افعال خلق بود\nصورت سنک از زمان عیسی و مریم میشود\nریشه ها دارد جنون تخم نیرنك خیال\nمیکشد گندم سر از خمره می و آدم میشود","chars":5463,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00169.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/169","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/169","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}