BrowseGhazalīyāt-i Mirzā Bīdil → page 157

Page 157

Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil · pages 1–241


Page image — the source of record

Scanned page 157 of Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil

Machine transcription

حرف الدال غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه پیری آمد کشت چشم از گریه ام کم آب دید صبح هجر آماده شد این کرد از شبنم سپید چاره بخت سیه در عالم تدبیر نیست داغهای لاله مشکل کز کنند مرهم سپید تا ابد رسوا شکست دل رسوایی میکند موی چینی در هزار ادوار کردد کی سپید تنک دارد مرك از وضع رسوم زندگی مرده را کردن ازین رو جامه ماتم سپید هر کرا دیدم اینجا یوسف گم کرده بود شش جهت یکچشم یعقوبست در عالم سپید این دم از تعمیر جسم شرم باید داشتن کز آشیان بیضایی کم کرده طرم سپید آه ازین چشم نیا مد موی پیری در نظر چون هما کردم نگون دیدم که شد بر هم سپید هر چه می بینی درین صحرا سیاهی کرده است دوری نزدیکی نمیگردد بچشم هم سپید از تلاش رزق خود را در وبال افکنده خلق کرنه کندم جاه های لغزش آدم سپید پیش خورشید قیامت سایه ممدودست و بس عشق خواهد کرد آخر نامه ما هم سپید ترک مطلب داشت (بیدل) حاصل مطلوب حرص جزء بشت دست چون ناخن نشد در هم سپید پیری آمد ماند اشترتها ز انداز بلند کرد امکان محوها شد میرود برباد صبح غافلان تا بر خط شق القمر کردن نهند سرنکون شد شیشه غافل کرد پرواز بلند تا کجا چیند نفس این دامن ناز بلند حکم انگشت شهادت داشت اعجاز بلند دستگاه اصل فطرت جز تواضع هیچ نیست معنی صوری که کوش کس نفهمش ناز نیست زیر کرون هر چه شو را نگیخت محو سر مه شد میکند کل پست پست انجام آغاز بلند از سپند بزم ما بشنو بآواز بلند نقصها در خاک خوابانید این ساز بلند زین چمن (بیدل) کسی راشر مدامنگیر نیست سرو تا کل با یکی دارد نک و ناز بلند پیچیم آخر می و پیمانه برد شمع جنون آبله پا کرده کم یاد خطش کردم و دل باختم حسرت دیدار کریمان درید در دل ما ذوق تماشا نماند باد سحر شمع ز کاشانه برد سر بهوا لغزش مستانه برد سایه دو از کف من دانه برد آیینه ما همه جا شانه برد آه کین آیینه زین خانه برد دیده سیاهی ز کل ولاله چید کشمکش از سعی نفس قطع شد هر که درین انجمن حرص و کمد خواندن اسرار وفا مشکل است قاصد دلبر جکرم داغ کرد کوش کرانی ز هم افسانه برد اره خود آرائی دندانه برد ساخت بخود کئج بویرانه برد مهر شد آن نامه که پروانه برد نامه من ناله شد اما نه برد وقت جنون جوش گه غم کجاست یکدو دم از ( بیدل ) دیوانه برد پیری وداغ محر سیکال ونابود جایکه شرم نم کند از گیرو دار جاه عشق آنچه خواند در بر ما زلف و کاکلش مارا بحریم عشق فروشند کال ماست تا کی گه گشت محرم مکتوب عجزما حیرت بکار دل گرهی زد که چون گهر موی سفید آب بقر بال ونا بود نتوان بکوس شهرت اقبال ونابود بر زاهدان سلاسل واغلال ونابود بسود هم متاع و بدلال و نابود سطری اگر دودهان نال ونابود نتوانش نیم عقده بصند سال ونابود این جنس اعتبار که در کاروان ماست ما ومن از فسون تعلق بهار کرد زان نقطه که زد دل مجنونش انتخاب رمز عدم زهیچ لبی پرده در نشد هر جا چو سایه نامه غیرت کشوده ایم (بیدل) زحیرتی که در آیینه حیاست خواهد غبار مانده بدنبال ونابود پرواز رنگها ز پرو بال ونا نمود لیلی بجمع لاله ریحان خال ونا نمود وصف دهان او همه را لال ونابود باید همین سیاهی اعمال ونا نمود مارا بس است کر همه تمثال ونابود بی رنگی درین محفل آیینه نمیباشد مجنون بگره دل بندد حسرت تپه پیوندد بکر یش بصد کوثر ارزان نکنی زاهد در کار که تجدید یکدست چمن ساز یست آن دل که تهی باشد از کینه نمیباشد در کسوت عریان این پنیه نمیباشد در چار سوی جنت پشمینه نمیباشد تقویم بهار اینجا پارینه نمیباشد هر جلوه که در پیش است کردش تفاوتهاپ حیف است که در فرصت درد سر مخموری یاران مژه بردارید مفت است فلك باری هر کو هر ازین دریا دارد صدف دیگر فرمائی این عالم بی دینه نمیباشد در هفته میخواران آدینه نمیباشد این منظر حیرت را يك زینه نمیباشد دل در کف دلدار است در سینه نمیباشد کراهل سخن (بیدل) سامان غنا خواهند چون نسخه اشارت کنجینه نمیباشد بیستون یادی زفرهاد ندامت فال کرد ناله طوفان خیز شد تا نارسا افتاد جهل نفس خود کردم دو عالم آرزو شد محو پاس قوت آمال در پیری یکی ده میشود خلق از آرایش جاه انفعال اندود رفت سنگ را بیتاپی آه شرر غربال کرد بلبل ما طرح منقار از شکست بال کرد کردش رنگ کلم چندین چمن پامال کرد حلقه قد دو تانم صفر ماه و سال کرد صبح ماهم خنده بر فرصت اقبال کرد از منزویهای مجنون شواندم افسونی بدشت قامت پیری قیامت دارد از شور رحیل گر نباشد دل دماغ کلفت هستی کراست سیر کوی او خیال آیینه پرداز داد بی یقینیم بیست انبار نفس دوش حباب گرد بارش تا فلک آرایش تمثال کرد خواب ما کر تلخ کرد آواز این خلخال کرد الفت آیینه ام زحمت کش تمثال کرد رنگهای رفته چون تمثال استقبال کرد بیدلا را نیز هستی اینقدر حمال کرد شعله ما (بیدل) از اسرار راحت غافل است از شکست رنك باید سر بزیر بال کرد پیش از باب حسب ترك نسب باید کرد باعث گریه درین دشت اگر چیزی نیست جمع بودن به پریشان صدیقی آسان نیست ترك لذات جهان مفت سلامت شمرید نم آب و کف خاکی بهم آمیخته است پرده دیده و دل فرش ادب باید کرد الم بیکسی هست سبب باید کرد روزها در قدم زلف تو شب باید کرد این شکر قابل آن نیست که تب باید کرد همچـه آید ز تو کاریست عجب باید کرد کاروان ها همه محمل کش پاس است اینجا کزشعور پیش تو منظور نثار شکنی زین تو هم کده سامان دگر نتوان یافت جیب هر موج طرب کاه حضور دریاست ( بیدل ) این انجمن و هم دگر نتوان یافت ناله را بدرقة سعی طلب باید کرد کوهمر جان بهوس تحفه لب باید کرد جز دهی چند که ایشار لعب باید کرد فکر خود کن کرت اندیشه رب باید کرد در و هم مفت تماشاست طرب باید کرد بی فقر آشکار نگردد عیار مرد دنیا زاهل جود بخود ناز میکند در عرصه که با قدره غیرت تپان پیش است عزم شیر پیکار بند شاخ انجا بآب تیغ بخون غوطه خوردن است آنجا که چرخ دون کند امداد نا کسان تخت سیه بود محك اعتبار مرد زن بیوه نیست تا بود اندر کنار مرد کهمسار را بناله لسنجد وقار مرد پرخصم بی سلاح دلیر است غار مرد آیینه تا کجا شود آئینه دار مرد حیز از فشار خصیـه برارد دمار مرد پای وقار و سید سکندر برابر است همت بلند دار کر اسباب اعتبار بانر جهان پوچ زدن تنك همت است جز سینه صافی آینة مدعا نبود آندم بغیر آفت آهم چه داشته است بر کشته است بسکه درین عصر طور خلق جزآبرو جو تیغ نشاید حصار مرد بی فیضهیست آنچه نیاید بکار مرد در پنبه زار حیز نیفتد شرار مرد هرجا نمود جوهر جرأت غبار مرد یارب تو شکل زن نه پسندی دو چار مرد نامردی زنیکه نکرده سوار مرد ( بیدل ) زمانه دشمن ارباب غیرت است ترمیم بدست حیز دهد اختیار مرد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil, page 157. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0015/157 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0015/157
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record