BrowseGhazalīyāt-i Mirzā Bīdil → page 101

Page 101

Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil · pages 1–241


Page image — the source of record

Scanned page 101 of Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil

Machine transcription

سفینه ( ٩٨ ) غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه حرف الثاء ستم شريك من پاس خم شدن ستم است حریف عذر هزار آرزو شدن ستم است مرا بحسرت آئينه رحم می آید طرف باین همه زشت و نکو شدن ستم است زحرص ذلت حاجت بهیچ در مبرید بشرم تشنه لب آبرو شدن ستم است بسجده خاك شود محو يك تميم باش عرق فروش دوام وضو شدن ستم است بکار گاه عناصر دماغ میسوزم چراغ خیمه سر چارسو شدن ستم است دلیست در بغلت پا کن و تسلی باش چو آهوان ز هوا نافه جو شدن ستم است قضا نیگشته ز دزدیم محرم باد داشت برنك بال بیفشانده بو شدن ستم است ترسیس کاهله ام از نظر نهان شده ام هنوز پیش میان تو مو شدن ستم است دل آب میشود از نام وصل خامو شم ادب پیام حدیث مگو شدن ستم است بهجر زنده ام آئینه پیش من مگذار جدا زیاد بخود رو برو شدن ستم است ز خویش در نگذشت است هیچکس (بیدل) بوهم دور مرو و من او شدن ستم است سخت جانی از من محزون کجا برداشست زنده کانی بیتو این مقدار لنگر داشتست در رهت چون نقش پا از من صدایی برنخاست پهلوی بیمار الفت طرفه بستر داشتست زینبها از رشته جمعیتم لبریز فروغ اینقدر بالیدنم پهلوی لاغر داشتست ناتوانی هر کسی انشا کرد در کار باش غنچه پیکان هم خاریدن سر داشتست دست برهم سودن ما آبله آورد بار چون صدف بحاصل ما نیز گوهر داشتست دلمعما کی جهان تسخیری آمد تا زنیست آینه صیقل زدن ملك سكندر داشتست خار خار موج در خونم قیامت میکند خنجر نازت نمیدانم چه جوهر داشتست حسرت مستان این بزم از فضولی میکشم تا مراکز باشد عرق هم می بساغر داشتست چون نگین را از ها جمع است در مزکان من گرهمه خوابیده باشم باشم بر داشتست نیست جز نا محرمی آثار این زندان سرا خانه زنجیر یکسر حلقه در داشتست چون ثریا پاکردن سوده ایم از عاجزی آه از خاك ما را تا کجا بر داشتست بیدل از خورشید عالمتاب باید وا رسید یکدل روشن چراغ هفت کشور داشتست سرخط درس کمالت منتخب دانی بس است از کتاب سا ومن سطی عدم خوانی بس است کافرین محفل چراغ عاقبت روشن کنی پرده فانوس رازت چشم قربانی بس است رفته از خود اقامت آرزو بیهات چند نقش پاگردیدنی و بر انه بندانی بس است نیست از خود رفتن ما قابل باز آمدن کوچه هارا رنک زرد رنگ کردانی بس است امتیاز محو او پر آب و گل موقوف نیست عنصر کیفیت آئینه حیرانی بس است چند باید چیدن ای غافل بساط اعتبار از متاع کار و بارت آ بجه نت When is است تا توان از خجلت اظهار هستی آب شد از لباس هستی يك اشك عریانی بس است عجز بنیادت کز ال انصاف دارد پایم از رعونت اینکه خود را خاك میدانی بس است در محیط انقلاب اعتبارات فنا کشتی درویش ما ر یپست طوفانی بس است ای حباب اجزای موجی ساختیم از خود رفتم يك تامل وارا کز با خود فرویانی بس است وخط تسلیم رو ( بیدل ) بگلشند هلال وی سپر آسهات نیش پیشانی بس است سرشکم لمعه ء شروا کیست جگر آبلیه دار شبانه کیست دلم گرمست فانوس خیالت نفس نالم پر پروانه کیست خوشی ناله می کاهید میرسید ندانم تا آشنا بیگانه کیست نمیارد بیاد من فراهم نگاهش جیگر افسانه کیست کداز دل که می بیند ندامت عرق پرورده دیوانه کیست بسیری هم طپیدیم افسوس که دنیا بازی طفلانه کیست جنون می جوشد از طرز کلامم زبانم لغزش مستانه کیست زمو درقم ولی بوی نبردم که رنگم گردش پیمانه کیست ندارد مندرج امکان دمیدن تبسم آبیار دانه کیست نسوزم رنك کروا غماز کردیم زخود رفتن ده هانسانه کیست دل عاشق بصلحت نمیزد خموشی وضع کستا خانه کیست بد و و کعبه کارت چیست (بیدل) اگر فهمیده دل خانه کیست سرکشیها بمرك را هبر است گردن موج را حباب مر است سفید پر خورده های زر دارد لاف رو از سنك از شرر است دل خراشیست عرض جوهر هوش دقت آ ئینه خوش که عنبر است بیتو چندان گریستم که جوا بر سایه من سواد چشم تر است پر از های عجز میشادم همچو رنگی شکست بال و پر است در طلاگاه دل چو موج و حباب منزل و جاده هر دو در سفر است پست در رنگ اعتبار ثبات آ روها چوموج در گذر است فال راحت مزن کزین کف خاك ههچه آسوده تر فسرده تر است شوق و اماده کی نصیب صیاد دل افسرده ناله د کر است از هجوم بهار آبله ام جاده پنهان چو رشته در گهر است پشت تمکین با عتبار قویست کوه را لعل مهره کر است غفلت افسون کار حسرتی ماست دست خوابید کان بزیر سر است (بیدل ) از گریه شهرتی داریم بال پرواز از چشم تر است سر نیست تارد آرزو بعبار سجده کمیت نرسید فطرت نه فلك بهو ائیان زمینت نه حقیقت دولی آشنا نه دلیل عین تو ماسوا بکجاست عکس تو همی که فرید آئینه ببینت بگداز تا دم محرم شأن محویمون کندت عیانها توئى آ نکه هم تو رسیده بسواده بم یقینت زحیات عالم خشك وتر بغنا تپیده آ نقدر که کسی بفوز زه تو رسد بدامن بچینت به غمیم تاب رسیدنی نه بدیده طاقت دیدنی دل خلق و هرزه طپیدنی محمال جلوه گزینت چه حدیث و کدام سخن چه حساب کور و که مکن همه يك نشاره کی فکن بشنو و وی و نه بینیت جراحت دل ناتوان ستم است پرده کشود نم که قیامتیست ششهتمت ز شنم تشکیلیت ز ظهور ناز ممینی که بما رسانده پیام تو چقدر شکسته کلام دل هم طاق نسبت چینت عدم و وجود محال مانشده دستك خيال ما چه بلاست نقص و کمال ما که نه آینست و نه آینت دل ( بیدل) از پی گم توجه تاب لاف توان زند که ز کوه دانو صدا ادب تلاش تمکینت سرمایه عذر ظالم از همه بیش است در قافیه اشك همین آبله پیش است تا مرك فروتن نکند طینت مستان آتش همه دم سوخته غیرت خویش است از رنك طراوت نکنی آب ندارم سر سبزی این باغ بشاخ نز وخیش است مستست قضا ربط خلایق بكسل هشدار که بیگانگی با همه خویش است چهمید یکه زفکر حسد خلق برانی خاریکه بیای محمد مرحم ریش است سنگه ز خط تو بمو حیز نگردد فردوس اگر نل شود آبیار حشیش است از سنگ شرر کم نشد از خاك غبارش از یاس بپرسید که راحت بچه کیش است دکان عدم مایه تغییر ندارد ملائیم و متابیکه نه کم بود و نه پیش است (بیدل) ماده باش که در بنگر السان کر دك کند اظهار پری نشه پیش است سر منزل ثبات قدم جاده ساز نیست لغزیده ایم ورنه ره ما دراز نیست تشویش انتظار قیامت قیامت است ما را دماغ این همه ابرام ناز نیست گز محرم اشاره مژکان او شوی در شرمه نامه ایست که در هیچ ساز نیست زير فلك بكاهش دل ساز و صبر کن در کار گاه شیشه گران جز گداز نیست جز همت آنچه ساز جهان تنزلم است باید نشیب کرد تصور فراز نیست بر دوش پستی نتوان بست ننك جهد رفتن ز خویش بافة راه مجاز نیست مژکان بهم چه باز کنی مفت حیرت است عشق هوس همی در سه روز است و رازنیست بی اختیار حیرتم از حیرتم مپرس آئینه است آئینه آئینه ساز نیست نقصان آبرو کشی و کام گهر میبر سوداگر جهان غرض امتیاز نیست ما عجز پیشها همه معشوق طینتیم ليك آن بضاعتی که توان کرد نازنیست

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil, page 101. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0015/101 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0015/101
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record