Machine transcription
جلد دوم
م
كتاب الشهادة
يثبت القاضي لا يقبلها ولا يحكم بها الا بعد دعوى مال الاب والابن (بحر رائق)
و همچنین اگر کسی دعوی کرد که بدرستی من نبیره امرد و یا پدر کلانم مرد و اموال آنکه پسر مرد غایب
آنمرد غایب مرده بود صحیح نمیشود دعوای او تا آنکه دعوی نکند مال را پس کرد دعوی کرد مال را
پس حکم قاضی بر حاضر و غایب هر دو ست بخلاف از ان صورت که اگر دعوی کرد بر مردی
که بدرستی این مرد پدر من یا پسر من است یا دعوای کرد بر زنی که بدرستی این زن نکاح
کرده شده من ست یا دعوی کرد زن بر مردی که بدرستی این مرد شوهر من ست یا دعوی کرد
غلامی بر مرد حربی که بدرستی این مرد حربی آزاد کننده من ست یا دعوی کرد مرد حربی بر دیگری که بدرستی
این دیگر آزاد کرده شده من ست یا دعوی کرد زنی بر مردی که بدرستی من کنیز او هستم یا دعوی در ولاد
موالات بود و مدعی علیه منکر شدند ان دعوی پس شاهدان که را بید مدعی بآنچیزی که گفته بود
قبول کرده میشود دعوی و شاهد ی شاهدان او خواه دعوی کرده باشد حتی را یا دعوی نکرده باشد
و حاصل آنچیزی که نفع میرساند ما را در اینجا انیست که بدرستی شاهدان وقتیکه شاهدی دادند
بنبی پس بدرستیکه قاضی قبول نکند آن شاهدی را و نه حکم کند بآن مکر بعد از دعوای مال
مکر قبول کند آنرا بدون دعوای مال در دعوای نسب پدر با نسب پسر
ولوان رجلا رأی رجلا وقال انا فلان بن فلان لا يسع للذي سمع هذا ان يشهد
على نسبه لانه لو وسع لهذا ان يشهد لوسع للقاضى ان يقضى بقوله انا فلان بن
فلان ولا يقضى فكذالا يشهد بقوله ما لم يثبت ذلك بدليل
والدليل هو الاشتهار (خزانة المفتين ) و اگر بدرستیکہ مردی دید مردی دیگری
و گفت آن مرد دیگر که من فلان پسر فلانم روا نیست مر آنکس را که شنیده است
این قول او را که شاهدی بدهد بنسب او زیرا که اگر روا میشد مراین شنونده را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
