Machine transcription
جلد دوم
۶۱
کتاب الشهادة
زنند گی شو هراو و تاریخ گفته بودند تاریخ بعد از تاریخ گواهان مردن پس گواهی گواهان زند
او بهترست ولو اخبر واحد بموت الغائب واثنان بحياته فان كان المخبرعاين الموت اوشهد
جنازته وعدل لها ان تتزوج هذا اذالم يوٴرخااو ارخا وكان تاريخ الموت آخراوكان تاريخ الحياة اخرتقا
المحامية الى الجو اگریکر و خبر داد بمردن شوهر زن و دو مرد بژنده بودن او اگر خبر دهنده بمردن او دیده بو دمرز
او را و یا حاضر شده بود برجنازه او و حال آنکه آن خبر دهنده عادل کرده شده بود رو است مران زن را اینکد
نکاح کند با دیگر شوهر و این حکم وقتیست که ذکر نکرده باشند هر دو فریق تاریخ را و یا ذکر کرده باشند تاریخ را
و تاریخ مردن آخر باشد از تاریخ زنده بودن و اگر تاریخ زنده بودن آخر بود پس شاهد زنده بودن بهتر است
بقبول شدن از شاهد مرگ وهنا مسٴلة عجيبة لا رواية لها وهى انه لو لم يعاين الموت الا واحد ولو شهد عند
القاضى لا يقضى به وحيلة قالو يخرج رجلا مثله فاذ اسمع صراخه ان يشهد بموته ويشهدان معا فيقضى
(جامع الفصول) و در بیچا ضی در شاهد می مردن مسله عجبی است که روایتی نیست آنرا در کتابهای ظاهر روات
و آن مسله اینست که بدرستی که ندیده باشد مردن کسی را مگر یکمرد و اگر گواهی بدهد نزدقاضی حکم نمیکنانی
بشهادت او می رو و بنیں صورت گفته اند علما رحمهم الله تعالی که آن یکمرد خبر بدهد بمردن آنکس عادلان را مانند
خود پس وقتی که آن عادل شنید از او خبر مردن آن شخص او وا میشود مرآن عادل را که گواهی بدهند بمروان
آنجس و شاهدی بدهند با هم هر دوی ایشان پس حکم کند قاضی بشاہدی ایشان و لو جاء خبرموت
رجل من ارض اخرى وصنع اهله ما يصنع على الميت لم يسع احد ان يشهد بمون
الا من شهد موته او سمع من شهد موته (جامع الفصولين وعالمگیری و غیره)
و اگر آمد خبر مردن مردی از دیگر زمینی و اهل او کردند آن کار ی را که کرده میشود برمرده روانسیت
هیچ کسی را که شاہدی بدهد بمردن او مگر رو است کسی که حاضر شده با شد بر مردن او یا شنیده باشد.
مردن او را از کسی که حاضر شده باشد بر مردن او وفى الفصول عن شهادات المحيط الشهادة في الذي
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
