Machine transcription
جلد دوم
۵۱۷
کتاب الشهادة
گواهان خصوصاً وقتی که خبر دهند دو خبر دهنده که شاهدان فاسقانند التفصيل انما
هو فيما اذا ادعاه الخصم و برهن عليه جهرا اما اذا اخبر القاضي به سرا
وکان مجرد اطلب منه البرهان عليه فاذا برهن عليه سرا ابطل الشهاد
لتعارض الجرح والتعديل عنده فقدم الجرح فاذا قال الخصم للقاضي سرا
ان الشاهد اكل الربوا و برهن عليه رد شهادته كما افاد في الكافي وظاهر كلامه ان الخصم
لا يضره الاعلان بالجرح المجرد و انما يشترط الاخبار سرأ في الشاهد الجار الحق
و این فرق که قبول میشود گواهی بجرح مجرد اگر مدعی شاهدان گذرانیده باشد بعادل
بودن شاهدان خود و اگر نگذرانیده باشد بآن قبول نمی شود جز این نیست در انوقت ست
که مدعی علیه دعوی کند جرح مجرد را و شاهد انرا بآن بگذراند با شکارا و اما وقتی که مدعی علیه
خبر بدهد قاضی را بجرح در پنهانی و آن جرح مجرد باشد طلب کند قاضی از مدعی علیه شاها
بآن جرح پس وقتی که مدعی علیه شاهد ان بگذراند بآن جرح در پنهانی باطل میشود
شاهد ان مدعی از جهت با هم معارضه کردن جرح و عادل شدن نزد قاضی پس جرح
پیشتر میشود بقبول شدن از عادل شدن پس وقتی که مدعی علیه قاضی را در پنهان گفت
که بدرستی شاهد مدعی ربوا خوارست و گذرانید شاهد انرا بآن گفته خود رد کرده می شود
شاهدی آن شاهد چنانکه فاید دکرده است این حکم را در کتاب کافی و ظاهر کلام
صاحب کافی این است که بدرستی ظاهر کردن جرح مجرد ضرر نمیرساند مدعی علیه
را و جز این نیست که شرط است خبر دادن بجرح مجرد در پنهان درباره شاهد مدعی الجرح
المجرد اذا تضمن دفع ضرر عام يقبل كذا في المصباح و على هذا يجوز اثبات فسق
رجل عند القاضي اذا كانضره عاما كرجل يؤذي المسلمين بيده ولسانه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
