Machine transcription
جلد دوم
۴۸۸
کتاب شهادة
تصرف خود تنها میباشد بنقل کردن نوشته خود یعنی اگر قاضی نوشت بسوی دیگر قاضی
که بدرستی دو شاهد عادل گواهی داده اند نزد من باینکه بدرستی مرفلان بن فلان ساکن
فلانجا بر فلانه بنت فلان ساکنه فلان یکصد درهم دین است پس تو حکم کن براو بآن درمها
پس مدعی حاضر کرد زنی را در مجلس آن قاضی که بسوی او نوشته شده و داد آن نوشته را بآن
قاضی و گفت مدعی که آن زنی که در نوشته قاضی است این زن است و منکر شد آن زن
از اینکه همان فلانه باشد در این صورت قاضی بگوید مر مدعی را که بیار دو شاهد را که گواهی
بدهند باینکه بدرستی این زنی را که تو حاضر کرده همان فلانه است که درین نوشته ذکر شده
برای آنکه ممکن شود اشارت کردن بآن زن در حکم کردن قاضی براو و اگر آورد مدعی مردی راکه
شاهدان نمی شناسند او را تکلیف کرده شود برا و ثابت کردن اینکه بدرستی این مرد همان
مردست که شاهدان فرع بنام و نسب او را یاد کردند اگر چه آن مرد اقرار کننده باشد.
که بدرستی من همان فلانم از جهت احتمال دروغ و فریب ولو قال في هذين البابين اى
في الشهادة على الشهادة وكتاب القاضي إلى القاضى فلانة بنت فلان التميمية لم يجز
حتى ينسبوها الى فخذها وهى القبيلة الخاصة (هداية وكفاية ) ثم التعريف و
إن كان يتم بذكر الجد عند ابى حنيفة ومحمد رحمهما الله على ظاهر الروايات فذكر الفخذ توتمة تمام الجد ( هداية )
و اگر شاهد گفت در همین دو باب یعنی در گواهی برگواهی و در نوشته قاضی بسوی دیگر قا
این را که فلانه بنت فلان تمیمی روا نمیشود گواهی او تا که نسبت کنند شاهدان آنزن را بفخذ آ
و آن قبیله خاصه اوست پس شناختن اگرچه بذکر پدر کلان تمام میشود نزد طرفین رحمهما الله تعالی
بنا بظاهر روایتها پس بیان کردن قبیله خاصه ستاده میشود بجای ذکر کردن پدر کلان او ونقل فتا الفصول
عن قاضیخان ان حصل التعريف باسمها واسم أبيها ولقبه لا يحتاج إلى ذكر الجدوإن كان لا يحصل بلابد من الجد ( كفاي)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
