Machine transcription
جلد دوم
۴۸۵
کتاب الشهادة
و ذکر شده در کتاب یتیمه که پرسیده شد امام نجندی رح از حال قاضی که حکم کند برای مدعی
بملک بودن زمین بگواهی شاهدان فرع و بعد از ان بیایند شاهدان اصل آیا باطل میشود
شهادة شاهدان فرع پس گفت امام نجندی رح در جواب که در این حکم اختلاف
شده است در میان صحابه رحهم الله تعالی پس کسیکه گفته است که بدرستی حکم قاضی واقع
میشود بگواهی شاهدان اصل پس نزد او حکم قاضی بگواهی شاهدان فرع باطل میشود و کسیکه گفته
که حکم قاضی واقع میشود بگواهی شاهدان فرع نزد او باطل نمیشود و این اختلاف عجیب است
زیرا که حکم قاضی چگونه باطل میشود بسبب حاضر شدن شاهدان اصل پس ظاهر باطل
نا شدن آن است واذا اشهد رجلان على شهادة رجلين على فلانة بنت فلان الفلان
بالف درهم وقالا اخبرانا انهما يعرفانها فجاء بامراة وقالا لا ندرى اهى هذه ام لا فانه
يقال للمدعى هات شاهدين يشهدان انها فلانة (هداية) ولو مقرة (درمختار)
و اگر دو شاهد گواهی دادند بر گواهی دو مرد دیگر بر فلانه زن بنت فلان فلانیه یعنی از شهر مصور
مثلا و گفتند شاء ان فرع که خبر داده اند شاهدان اصل ما را با نیکه بدرستیکه ما می شناسیم انرزن
پس آور د مدعی زنی را و گفتند شاهدان فرع که ما نمیدانیم که آیا این زن همان زن است
یا نه پس بدرستیکه گفته شود مدعی را که بیار دو شاهد دیگر را که گواهی بدهند که بدرستی این زن
حاضره همان فلانه ست اگرچه خود آن زن اقرار کننده باشد که من همان فلانه ام
ونظير هذا أذا تحملوا الشهادة ببيع محدودة بذكر حدودها وشهدوا على
المشترى لابد من آخرين يشهد على أن الحدود فيها في يد المدعى عليه وكذا أذا أنكر المد
عليه ان المحدود المذكورة فى الشهادة حدود ما فى يديه (هداية ) قال حنيفة رح
رجلان يشهدان ان فلانا اشترى دارا فى بلد كذا بحدود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
