Machine transcription
جلد دہم
۴۷۲
كتاب الشهادة
گواهی شاهد فرع و اما این قول شاہد اصل کہ شاهد فرع را بگوید که گواه شو بر گواهی من
پس نا چار یست ازان و این قول شرطیست در شاہدی بر شاہدی نزد طرفین رحمها الله
تعالی ولو قال اشهد بشهادتى بدون لفظ على لم يجز لاحتمال ان يكون امرا
بان يشهد مثل شهادته بالكذب ولو قال اشهد على بكذا من غير لفظ
شهادتي لم تجزئه الشهادة لانه لفظ محتمل لاحتمال ان يكون الاشهاد
على نفس المشهود به نيكون امرا بالكذب ( طحطاويے )
و اگر شاهد اصل گفت که شاہد شو بگو اہی من بغیر از کلمه علی کہ بمعنی براست رو انیست این
گردانیدن از جهت احتمال آنکہ این گفتن او امر باشد باینکه شاہد فرع گواهی بده
مانند گواهی او بدروغ و اگر گفت شاہد اصل کہ شاہد شو برین چنین بغیر از لفظ شهادی
یعنی نگفت کہ بر گواہی من شاہد شو روانیست مرشاہد فرع را گواہی دادن بر گواهی او
زیرا که این لفظ محتمل ست از جهت احتمال انکہ این شاہد گردانیدن بر اصل آنچیز باشد
کہ گواہی بآن داده میشود پس این امر شاہد اصل امر میشود بدروغ وسكوت الفرع
عند تحميلہ يكفي لكن لو قال لا اقبل قال في القنية ينبغي ان لا يصير شاهدا حتى لو شهد بعد ذلك
لا تقبل وفى الحاوي القدسي ولا ينبغي ان يشهد الشاهد على شاهد ليس بعدل عنده (لجر)
و خاموش بودن شاہد فرع از قبول کردن نزد بار کردن شاہد اصل گواہی را بر او کافی است
در بار کردن گواهی برگواہی ولیکن اگر شاهد فرع گفت که قبول نمیکنم بار کردن شاہدی را بالای خود
گفته است در کتاب قنیه که میباید اینکه شاهد نگردد تا اگر گواہی داد پس ازان رد کردن قبول
کرده نمیشود گواهی او و در کتاب حاوی قدسی آورده که نمیشاید مرشاہد را که
شاہد شود برگوا ہے کسیکہ نزد او عادل بنا شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
