Machine transcription
جلد دوم
۴۱۴
کتاب الدعوی
وان لم یکن فیه معرفه امته فشهد وا انه ابن فلان بن فلان بن فیزان المیت وان
المیت ترک هذه الدار میرثاله ولم یدرک المیت لم یذکر هذا الفصل ههنا و ذکر
فی المنتقی اجیز شهادتهما فی النسب وابطلها فی المیراث کذا فی المحیط (عالمگیری)
و این قبول ناشدن گواهی وقتیست که نسب مدعی از مرده معلوم باشد و اگر نسب مدعی از مرده
معلوم نبود پس گواهان گواهی دادند که بدرستی این مدعی پسر فلان پسر فلان پسر فلان مرده است
و بدرستی که آن فلان مرد میراث گذاشته است این سرای را برای او و در نیافته بودند
مرده را ذکر نکرده است امام محمد رح این مساله را و ذکر کرده است در کتاب منقی که رو اندی عالم
گواهی ایشان را درباره نسب باطل میکنم آنرا درباره میراث همچنین ذکر شده است
در کتاب محیط لوشهد واعلی دار فی ید رجل انها کانت لفلان جد هذا المدعی
و خطته وقد ادرکوا الجد والمدعی یدعی انها کانت لابیه فان جوز المیراث
بان شهد وا انها کانت لجد هذا المدعی فلان مات وترکها میراثا هذا
المدعی تقبل الشهادة و یقضی بالدار للمدعی وان لم یجوزا
المیراث فان لم یعلم تقدم موت الجد علی موت الاب
لا یقضی بالدار للمدعی بالاجماع وان علم فکذا
الجواب عند ابیحنیفة و محمد رحمهما الله (عالمگیری)
و اگر گواهی دادند برانی در دست مردی که بدرستی این سرای از فلان پدر کلان این مدعی
بود و زمین خط کشیده شده او بود و تحقیق که دریافته بودند پدر کلان او را و مدعی دعوی
میکرد که بدرستی که این سرای از پدر من بود پس اگر شاهدان در گواهی خود بیان
نقل شدن میراث را کردند باینطریق که شاهد می دادند که بدرستی
این
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
