Machine transcription
جلد دوم ۳۵۷ کتاب الشهاده
در فلان شهر و دیگر از ایشان گواهی داد که بدرستی صاحب دین ابرا کرده است بهای او
در دیگر شهر رواست گواهی ایشان ادعى بالمبيع عيبا فشهد احدهما انه اشتراه
و به هذا العيب وشهد الاخر على اقرار البايع به لا تقبل (قنية القد) دعوی کرد خریده عیبی را در چیز
فروخته شده پس گواهی داد یکی از دو شاهد او بائیکه مدعی خریده بود آنرا و حال آنکه آن
عیب دران بود و دیگر از ایشان گواهی داد با قرار فروشنده بآن عیب وقت
خریدن قبول نمیشود گواهی ایشان اذا ادعى الغريم الايفاء فشهد احد الشاهدين
بالاقرار بالاستيفاء والآخر شهد بالابراء لا تقبل ولو شهد الذي
شهد بالبراءة ان صاحب الحق اقر ان الغريم برى اليه من المال قبلت
شهادتهما كذا في محيط السرخسی (عالمگیری) وقتی که دین دار دعوی کرد رسانیدن دین
را بصاحب دین پس گواهی داد یکی از دو شاهد او باقرار کردن صاحب دین بگرفتن
آن دین خود و دیگر از ایشان بابرا کردن او از دین خود برای دین دار قبول کرده نمیشود
گواهی ایشان و اگر آن کسیکه گواهی داده است بابرا کردن صاحب دین گواهی داد باینکه
صاحب دین اقرار کرده است برائیکه دین دار خلاص گشته است پس از مال قبول کرده
میشود گواهی ایشان همچنین ذکر شده است در کتاب محیط سرخسی رحمة الله رجل علیه الف
لرجل فادعى انه وفاه دينه و اقام شاهدين شهد احدهما
بالايفاء والآخر على اقرار صاحب المال بالاستيفاء لا تقبل وكذالو
ادعى الغريم الايفاء فشهد احد شاهديه على اقرار صاحب المال
بالاستيفاء وشهد الآخر بالهبة والصدقة والتحليل لا تقبل كذا في فتاوى
قاضیخان (عالمگیری) مردی بر او هزار درم بود مر مردی را پس دعوی کرد که بدرستی او
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
