Machine transcription
جلد دوم
۳۱
سراج الاحکام
قال في النوازل سئل ابو القاسم رح عن رجل ادعى على ورثة ميت مالا فامر باثبات
ذلك فاحضر شاهدين فشهدا ان المتوفى قد اخذ من هذا المدعى منديلا فيه
دراهم ولم يعلما كم وزنها اتجوز شهادتهما وهل يجوز للشاهدين ان يشهد بذلك
قال انكان الشهود وقفوا على تلك الصرة وفهموا انها دراهم وحزر وها فيما يقع عليه
یقینهم من مقدارها شهدوا بذلك وينبغي ان يعتبر واجود بها فانها قد تكون ستوقة فاذا
فعلوا ذلك جازت شهادتهم (ترجمه) ناچار است از دانستن شاهد چیزی که شاہد
میدهد با نخبزه از این جهت گفته است در کتاب نوازل که پرسیده شد ابوالقاسم رح
از حال مردی که دعوی کرد بر وارثان مرده مالی را پس امر کرده شد آن مرد بثبوت
کردن آن مال پس او حاضر کرد دو شاهد را پس شاهدی دادند که بدرستی آن مرده
ازین مدعی گرفته بود دستمالی را که در ان درمها بودند و ندانسته بودند آن شاهدان
که وزن آن درمها چند بود ایا رواست شاهدی ایشان و آیا رواست شاهد انرا
که شاهدی بدهند بآن درمها یا روا نیست گفت ابو القاسم رح در جواب که اگر
شاهدان بران همیانی واقف شده بودند و فهمیده بودند که بدرستی آنها درمها هستند
و یاد داشته بودند آن درمها را در انچه یقین ایشان واقع بود بران از مقدار انها
شاهدی بدهند بآن و میباید اینکه بیان کنند سره بودن درمها را زیرا که درمها گاه
ناسره میباشند پس اگر کردند این کار را روا میشود شاهدی ایشان واذا قال المقر
فایده
السامع اقراره لا تشهد على وسعه ان يشهد عليه كما في الخلاصة الا ما ذا قال له المقر له لا
اگر اقرار کننده بشنونده
تشهد عليه بما اقرفحينئذ لا يسعه كما في حيل الداتا رحانية من حيل المدنيات ثم قال ختلفوا
اقرار خود را گفت که برینشاہم
مشور و است شاهد را که بان
فيما اذا رجع المقرله وقال انما نهيتك لعذرفى طلبيه الشهادة قيل يشهد وقيل لا
اقرار او شاهدی
بدهد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
