Machine transcription
جلد دوم
۲۹۱
کتاب الشهادة
ندیده بودند آن ولد را درینصورت مدعی میگیرد آن ولد را و همچنین اگر ولد آن کنیز ظاهر بود و شاهد
گواهی دادند برای مدعی و تعرض نکردند بآن ولد او پس قاضی حکم کند برای مدعی بکنیز و بواد
او پس اگر گفت آن کسیکه کنیز در دست او بود که من میگذرانم شاهدان را بر اینکه بدشکی
ولد او مراست التفات نکند قاضی بشاهدان او وحکم کند بآن کنیز و ولد او برای مدعی
پس وقتی که قاضی حکم کرد بآن بعد ازان شاهدان حاضر شدند و گفتند که بنود این ولید
مر این مدعی را و جز این نیست که این ولد مر مدعی علیه است پس قاضی حکم نکند بآن
ولد برای مدعی علیه اگر چه گذرانیده است شاهدان را بران ولد واگر شاهدان خشو داد
و قاضی پرسید ایشان را از حال آن ولد پیش از حکم کردن پس ایشان گفتند که این ولا
مدعی علیه است و یا گفتند که نمیدانیم که کر است آن ولد پس قاضی حکم کند در ولد
یکنیزی و حکم کند بکنیز برای مدعی همچنین ذکر شده است در کتاب ذخیره ولوادعی اربع ما
درهم وقضى له ببينة ثم اقران للمدعى عليه مائة سقط عنه مائة
اتفاقاً وهل تسقط الثلث مائة قولان كمائى المحيط وغيره والفتوى على عدم
سقط
تمال للمنقط (نجر) و اگر کسی دعوی کرد چهار صد درم را و حکم کرده شد برای او بگذرانیدن
شاهدان بعد از ان مدعی اقرار کرد که بدرستی که صد در هم مدعی علیه است درینصورت مایا
میشود از مدعی علیه صد درم باتفاق علماء رحمهم الله تعالی و آیا ساقط میشود از و سه صد در هم با ندان
درین حکم دو قول است بعض علما، گفته اند که ساقط میشود و بعض گفته اند که ساقط نمیشو و چنانکه و کنار
محیط و دیگر کتا بها و فتوی بساقط ناشدن است چنانکه ذکر شده در کتاب ملتقط وفي المحيط شهد
علی رجل بالف و علی اخر بمائة فصار هما في الاول وكذبهما في الثاني بطلناه کنا
لو شهدا بغصب ثوبين فصدقهما في احدهما وكذبهما في الاخر بطلت فيهما (جلوی)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
