Machine transcription
كتاب الشهادة
۲۸۳
جلد دوم
مشار نزاع کننده نیست با آن شخص سوم که آن فلانست که شخصیکه برای او اقرار کرده شده بود برای او اقرار کرده است
پس اعمال سلامت میماند برای آن فلان و در اینجا که این مسأله است شخصیکه براه حکم کرده شده است نزاع میکنند
با شخص سوم که آنکسی است که اقرار کرده شده است برای او همچنین ذکر شده است در کتاب تلفخیص
وذكر المنتقى رجلا ادعى فى يد رجل مناعا اودار انهاله واقام البينة وقضى القاضى له
فلم يقبضه حتى اقام الذى فى يديه البينة ان المدعى اقرعند
غير القاضى انه لاحق له فيه قال ان شهد وا انه اقربذلك
قبل القضاء بطل القضاء وان شهد واانه اقربه بعد القضاء
لا يبطل القضاء لان الثابت بالبينة كالثابت عيانا ولوانه
عاين القاضي اقراره بذلك كان الحكم على هذا الوجه (قاضيخان)
و ذکر کرده است در کتاب منتقی که مردی دعوی کرد متاعی را یا سرائی را که در دست مردی بود که دادی
این متاع یا این سرای مر است و گذرانید گواهان را و قاضی حکم کرد برای او پس قبض نکرده بود المدمی
ان مدعا را تا اینکه آنکس که آن مدعا در دست او بود گذرانید گواهان را باینکه بدرستی این مدعی
اقرار کرده است نز دغیر قاضی که بدرستی که مرا هیچ حقی نیست در این مد عا گفته است امام محمد رحمه الله
که اگر گواهی دادند گواهان که مدعی اقرار کرده است بان گفته نمود پیش از حکم قاضی باطل میشود حکم قاضی
و اگر گواهی دادند باینکه بدرستی او اقرار کرده است بآن بعد از حکم قاضی باطل نمیشود حکم قاضی بنا
چیزیکه ثابت شده باشد بگواهی گواهان مانند چیزیست که ثابت شده باشد بدیدن چشم و اگر بدرستی که
قاضی بعد از حکم خود آن اقرار مدعی را بچشم دیده می بود یعنی خود قاضی اقرار او ر اشنیده می بود حکم چنین
میشود که حکم قاضی باطل نمی شد پس همچنین در اینجا که بگذاشتن شاهدان ثابت شد و نیز حکم قاضی باطل نمیشود
وفي المحيط البرهانى قضى له بالدار بينة بشهابينة ثم قال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
