Machine transcription
جلد دوم
۲۸۳
کتاب الشهادة
که بدرستی که این سرای مر فلان مرد دیگر برست غیر از ان کسیکه حکم کرده شد در براو یعنی غیر مدعی علیه هیچ
حقی من مدعی را در ان نیست و آن فلان انشانگر مدعی را در ان اقرار او و با در و غکو کرد او را دران
باطل نمیشود حکم قاضی از جهت احتمال منگد نباشد حق مدعی در آنساری از اصل و احتمال اینکه مدعی
تملیک کرده باشد آن سرایر امان فلان که اقرار کرده برای اوپس حکم قاضی اگر چه آن تملیک
وی در مجلس قضا باشد پس حکم قاضی باطل نمیشود بسبب شک پس اگر مدعی گفت پس از حکم قاضی
که آن سرای مر فلانر است و هر گز نبود مرا پس اگر مدعی در ین گفتن خود ابتدا کر دیا قرار کردان
برای آن فلان و دو خیر نفی کرد ملک خود را و یا عکس این کرد که ابتدا کرد نفی کردن ملک خودرا
بعد از ان اقرار کرد برای آن فلان پس گره اشگو کر د این مدعی را آن کسیکه اقرا کرده شد برای
او در تمام آن گفته او یعنی در نفی لک خود و بودن آن برای آن فلان باطل میشود حکم قاضی
درد که دهنده و آن سرای کسیکه حکم دیده شده بر او دیست هیچ چیزی رگس را که اقرار کر دو شده
برای او و اگر آن کسیکه اقرار کرده شده برای او در ونکو کرد او را در نفی کردن ملک او و راست کرده
او را در اقرار کردن او برای او میشود آن ساهی برای کسیکه اقرار کرده شده برای او و تاناً
مید به آن اقرار کننده قیمت آن سرای را برای سیکه حکم کرده شده برا وبر اتیتا اینکه مدعی بران
گفته خود ابتدا کرده باشد با قرار کردن برای فلان و یا نفی کردن ملک خود همچنان ذکر شده است
در کتاب جامع گفته اند مشایخ رحمهم الله تعالی که این حکم وقتی است که مدعی ابتدا کرده باشد در گفتن
خود نفی کردن ملک خود و بعد از ان اقرار کرده باشد برای آن فلان پیوسته بنفی کردن خود اما
اگر اقرار کردون او برای آن فلان جدا بود از نفی کردن ملک او صحیح میشود اقرار او برای آن فلان
بلکه آن برای از کسی میشود که بر و حکم شده بود و تم این حکم درکتاب قاضیخان است بخلاف سیکه
اقرار کرده شده باشد برای او بمالی وقتیکه گوید که این در مر فلان رست و مرا هرگز بنود زیرا که دوران
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
