Machine transcription
جلد دوم
۲۷۸
كتاب الشهادة
بدرستيكه اين سراى مراست كه ميراث برده ام آنرا از پدر خود وشاهدان گواهی دادند كه
بدرستيكه اين سرای از اوست قبول نمى شود گواهى ايشان ولوا دعي انك قبضت مالى
جلما بغير حق و ذكر قيمته وشيئه وشهد الشهود ان هذا الذي هو ذو اليد
قبض جملا من فلان غير المدعي تقبل هذه الشهادة حتي يجبر على الاحضا كذافي
خزانة المفتين (عالمگیری) واكر مردى دعوى كرد بر ديگرى كه بدرستيكه تو قبض كرده أزمال
من اشتر يرا بغير حق و بيان كرد قیمت و چهره آنرا و گواهان گواهی دادند كه بدرستيكه اين مردی
كه ذواليد است قبض كرده است اشتر را از فلان كه غير مدعی است قبول كرده ميشود گواهی تا اينكه جبر
كرده ميشود بر ذو اليد بحاضر كردن آن اشتر هچنین ذكر شده است در کتاب خزانة المفتين المدعی
اذا اكذب شهوده فى جميع ما شهد وا به له او بعضه بطلت شهادتهم اما لانه يفسق
للشاهد ولان الشهادة لا تقبل بدون الدعوى فلو شهد الشهود لرجل فقالوا
هذا البيت من هذه الدار لفلان رجل اخر غير المدعى فقال المدعى ليس هو له فكذب
شهوده وان قال هذا قبل القضاء لا يقضى له ولا لفلان بشئ فان كان بعد القضاء فقا
هذا البيت لم يكن لى انما هو لفلان قال ابو يوسف اجرت قرار ه لفلان وجعلته له البيت واردما
من الدار على المقضى عليه ويضمن قيمة البيت للشهود عليه ولابى يوسف قول اخوانه يضمن
البيت للمشهود عليه يكون ما بقى من الدار للشهود له كذا فى الخانية (مجر)
تکذیب مدعی شهود را در کل و بعض گواهی مبطل گواهی است
بدرستیكه مدعى دروغگو كند شاهدان خود را در تمامی آن چيزيكه ايشان گواهی داده اند بأن برای مدعی رواد بعض آن
باطل میشود گواهی ایشان یا از جهت اینکه آن دروغگو كردن نسبت کردن مدعیست مرشاهد خود را بفسق يا از جهت
اینکه گواهی قبول كرده نميشود بغير از دعوی در آنچيزيكه مدعی را در دعوی خود خواند می ود پس گرگواه داد دشادان برای بردی
سر گویسین او را یکی از این سر کشاران گفتند که نان دایران سرا مرغان دیگرس گیر ازین مدعی پس مدعی گفت که نیست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
