Machine transcription
جلد دوم ٢٤٢ کتاب شهادة
شفعه خود را برای خرنده رو است گواهی ایشان و اگر فرو شنده گواهی داد بسپردن شفعه دار
شفعه خود را روانیست و اگر گواهی دادند دو پسر فروشنده که بدرستی خرنده سپرده است شفعه دار
برای شفعه دار رو انمیشود وفي نوادر ابن سماعة عن محمد رحمة الله عليه رجل
باع دارا ولم يقبضها المشتري حتي جاء شفيع الدر وخاصم فيها فشهدا
ابنا البايع ان المشتري قد سلم الدار للشفيع بشفعته ثم اشتراها منه
بالثمن لا تقبل شهادتها وكذلك لوشهدا ان الشفيع سلم الشفعة في الدار
لا تقبل شهادتها وهذا اذا ادعی الاب ما شهدا به اما اذا جحدها شهدا
به فتقبل شهادتهما ولوكان المشتري قبض الدار من
البايع ثم شهد ابنا البايع على تسليم المشتري الدار الي الشفيع بشفعته
لا تقبل شهادتها سواء ادعى البايع ما شهدا به او جحد ذلک کذا في المحيط (عالمكيري)
و در نوادر ابن سماعه رح از امام محمد رح روایت کرده است مردی فروخت سرائی را و قبض نکرده
بود آنرا خرنده آن تا اینکه آمد شفعه دار آن دعوی کرد با خرنده در آنسرای پس گواهی دادند پسران
فروشنده که بدرستی خرنده سپرده است آنسرای را برای شفعه دار بسبب شفعه او بعد از ان
خریده است خرنده آنسرای را از شفعه دار بیهای آن قبول کرده نمیشود گواهی ایشان همچنین
اگر گواهی دادند پسران فروشنده که بدینکه شفعه دار سپرده است حق شفعه خود را در انسرای
برای خرنده قبول نمیشود گواهی ایشان این حکم وقتی است که دعوی میکرد پدر گواهان که فوشنده
است چیز را که گواهی داد اند پسران و باین چیز اما اگرمنکر بود پدر ایشان از انچیز که پسران او بان
چیز گواهی داده اند پس قبول کرده میشود گواهی ایشان و اگر خرنده قبض کرده بود سرای را از فرو
پس از ان گواهی دادند پسران آن فروشنده بسپردن خرنده آنسرای را برای شفعه دار بشفعه او
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
