Machine transcription
۲۴۱
کتاب الشهادة
من هذا المدعي بالف درهم علي انهما كفيلان بالثمن قال محمدرح ان كان ضمانهما
في اصل البيع لم تقبل شهادتهما والاجازت ( عالمكيري ) دو مرد می گواهی دادند برا
مردیکه فلانکس فروخته است سرای خود را براین مدعی بهزار درهم باینکه ما هر دو ضامنانیم
ببهای آن گفته است امام محمد رح که اگر ضامن شدن ایشان در اصل عقد فروختن
داخل بود قبول نمیشود گواهی ایشان و اگر در اصل عقد داخل نبود روا میشود رجل اشتري
جارية وكفل له رجلان بما يلحقه فيها ثم شهدا الكفيلان ان البايع انتقد الثمن لاقبل
شهادتهمـا وكذا لو شهدا ان البايع قد ابرأه عن الثمن ( قاضيخان )
مردی خرید کنیز می را و ضامن شدند برای او دو مرد بچیزی که برسد او را در خریدن
آن کنیز از تاوانی بعدازان آن دو ضامن گواهی دادند که بدرستی فروشنده نقد گرفته
ببهای آنرا از خرنده قبول کرده نمیشود گواهی ایشان و همچنین قبول کرده نمیشود گواهی ایشان
اگر گواهی دادند که بدرستی که فروشنده از بهای کنیز ابرا کرده است برای خرنده وذكر في
فایده
قبول نیست گواهی فروشنده
زمین و اولاد او بر خرنده آن
باینکه شفعه دار حق شفعه خود را
دران طلب کرده است اگر
آنشرای در دست خرنده
بود و او منکر بود
شفعة الاصل اذا شهد البايع واولاده ان الشفيع قد طلب الشفعة من المشتري
والمشتري ينكر والدار في يد المشتري لا تقبل شهادتهم ( قاضيخان )
و ذکر شده است در کتاب شفعه کتاب مبسوط که اگر فروشنده زمین واولاد او گواهی داد
که بدرستی شفعه دار طلب کرده است حق شفعه خود را در ان زمین از خرنده و خرنده
منکر بود ازان طلب و سراسی در دست و تصرف خرنده بود قبول کرده نمیشود گواهابی ایشان
وروى ابن سماعة رح لو شهد ابنا البايع ان الشفيع سلم الشفعة جاز ولو شهدا للبايع بذا
لم تجز ولو شهدا ابنا البايع ان المشتري سلم الشفعة للشفيع الم بر شهادة روایت کرده است ابا
سماعه رح از امام محمد رح که اگر گواهی دادند دو پسر فروشنده که بدرستی شفعه دار سپرده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
