Machine transcription
جلد دوم ۲۳۰ کتاب الشهادة
اگر دو مردی خریدند جامه را از مردی واقعه داده بودند بها را با و یا نقد نداده بودند بهارا پس آمد
مردی و دعوی کرد که بدرستی این جامه از من است پس آن دو خرندکان کواهی دادند
برای مدعی بآن جامه یا کواهی دادند با قرار کردن فروشنده که بدرستی همین جامه مرد عمی است
روانمی شود گواهی ایشان همچنین ذکر شده است درکتاب محیط رجل اشترى من رجل
جارية شراء صحيحاً وتقابضا وتقابلا البيع او ردها المشتري بالعيب بغير قضاء
وقبلها البايع ثم جاء رجل وادعى ان الجارية له فشهد المشتري ورجل اخرار المالية
للمدعي فشهادتها باطلة سواء كانت هي محبوسة بالثمن عند المشتري اورد
الى البايع ولو كان الرد بالعيب بعد القبض بقضاء وقبل القبض
بغیر قضاء او كان الرد بخيار روية او بخیار شرط ثم شهد بها
للمدعي مع غیره جازت شهادتهما واذا
حبسها بالثمن فكذلك الجواب ولو حبسها بالثمن فماتت الجارية
في يد المشتري ثم شهد الجارية للمدعي بطلت شهادتها كذا في المحيط (عالمكيري)
مردی خرید از مردی کنیز کی را بخریدن صحیح و با هما دیگر قبض کردند بها و کنیز را واقاله کردند یا
خریدن را و یا خرنده رد کردکنیز را بسبب عیب بیغراز حکم قاضی و قبول کرد فروشنده آنرا بعد از ان
مردی آمد و دعوی کرد که بدرستی این کنیز من است پس آن خرنده و مرد دیگر کواهی دادند
که بدرستی این کنیز مر مدعی است پس گواهی ایشان باطل است بر ابرست اینکہ آن کنیز
نزد خرنده بسبب بها محبوس باشد و یا خرنده پس داده باشد اور ا بفروشنده و اگر
ردکردن خرنده آن کنیز را بسبب عیب بحکم قاضی بود بعد از قبض کردن خرنده
آنرایا پیش از قبض کردن او بود بغیر از حکم قاضی و یا رد کردن او بسبب خیار رویت
فایده
گواهی مشتری برای بایع
بعد از اقاله یار ولعیب
قبول نیست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
