Machine transcription
جلد دوم
۲۳۶
کتاب الشهادة
للمشتري الاول به فشهد البايع الاول و رجل آخر ان هذا العيب كان به
عند البايع قالا قبل شهادة البايع الاول في رده على البايع الثاني ولا اقبل
في ببرائه منه كذا في المحيط (عالمگيري) اگر مردی خریداز دیگر ی غلامی را
و ابرا کرد برای فروشنده از عیبهای آنغلام پس آن خرنده فروخت آنغلام را بمرد دیگر
و پنهان کرد آن عیبی را که بآن غلام بود پس دعوی کرد خرندۀ دوم بر خرندۀ اول آن عیب را
پس گواهی داد فروشندۀ اول و مرد دیگر که بدرستی این عیب باین غلام نزد فروشندۀ اول
بود گفته است امام محمد رح که قبول میکنم گواهی فروشندۀ اول را در باره رد کردن غلام بر فروشندۀ دوم
و قبول نمیکنم دربارۀ ابرا کردن خرندۀ اول برای فروشنده ازان عیب همچنین ذکر شده است
در کتاب محیط المشتريان شراء فاسد اذا شهدا بكون المشترى ملكا للبايع بعد القبض
لا تقبل وكذا لو نقض القاضي العقد بينهما او تراضوا على ذلك والعين في يديهما
فان ردا على البايع ثم شهدا تقبل كذا فى الخلاصة (عالمگيري)
وقتیکه گواهی بدهند دو خرندگان که خریده باشند چیزی را بخریدن فاسد بعد از قبض کردن ایشان آنچیز را
آنچیز خریده شده ملک بائع است قبول کرده نمیشود گواهی ایشان و همچنین قبول نمیشود گواهی ایشان اگر
شکسته بود قاضی آن فروختن فاسد را میان فروشنده و خرندگان و یا راضی شدند میان خود
بشکستن آن فروختن فاسد و حال آنکه آن مال فروخته شده در دست ایشان بود و اگر پس داده
بودند آنرا بفروشنده بعد ازان گواهی دادند قبول کرده میشود گواهی ایشان همچنین
ذکر شده است در کتاب خلاصة الفتاوی لوان رجلین اشتريا ثوبا من رجل
نقدا الثمن اولم ينقدا فجاء رجل وادعى ان الثوب له فشهد المشتريان له
بالثوب او شهدا على اقرار البايع ان الثوب له لم يجز شهادتهما كذا في المحيط (عالمگيري)
فایده
گواهی مشتریان بشراء فاسد
برای بائع بعد القبض قبول
نه بعد الرد
فایده
گواهی مشتریان ثوب
برای بائع قبول نیست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
