Machine transcription
جلد دوم
٢٣٠
کتاب الشهادة
برای وارث که بچیزی بر آن مرده قبول کرده نمیشود واگر گواهی دادند آن دو وصی برای وار
صغیر یا برای وارث صغیر و کبیر هر دو بر بیگانه جائز نمیشود باتفاق چنانکه در فتاوای عالمگیری آورده
و اگر گواهی دادند برای وارث صغیر و کبیر و غیر میراث قبول نمیشود و اگر آن دو وصی گواهی دادند
با قرار کردن مردی بچیزی معلوم برای وارث کبیر قبول میشود گواهی ایشان و اگر گواهی دادند برا
وارث کودک و انمیشود همچنین ذکر شده است در کتاب خلاصة الفتاوی و لو ان الوصی لم یقبل
الوصایة بعد موت الموصی و لم یرد حتی شهد عند القاضی فالقاضی یقول له
اقبل الوصایة ام تردها فان قبل بطل شهادته وان ردامضی شهادته وان سکت
ولم یخبر بشی یوقف القاضی فی شهادته هکذا فی الملتقط (عالمگیری)
و اگر بدرستی وصی قبول نکرده بود وصی شدن خود را پس از مردن وصیت کننده و نه رد کرده بو
آنرا تا اینکه همین وصی گواهی داد نزد قاضی بچیزی برای آن مرده پس قاضی بگوید او را که آیا
قبول میکنی وصی بودن را یا رد میکنی آنرا پس اگر قبول کرد آنرا باطل میشود گواهی او واگر رد کرد ناقذ
قاضی گواهی اورا واگر سکوت کرد و خبر نداد بقاضی بیچیزی قاضی از رد و قبول توقف کند قاضی در گواهی او همچنین دیگر
شده است در کتاب لقط و الوارثان اذا شهد للموصی الیه و كان الموت غیر ظاهر لا تقبل شها
دتهما سواء كان المشهود له طالباً لذلك او كان جاحداً وان كان الموت ظاهراً كان المشهود له طالبا لذلك تقبلان
(عالمگیری) و دو وارث مرده وقتیکه گواهی بدهند بوصی بودن برای کسی وصیت برای او شده و حال آنکه مردن
آن مرده ظاهر نبود قبول نمیشود گواهی ایشان برابر است که پیش گواهی داده شده برای او طلب کننده
آن باشه یا منکر باشد و اگر مردن آن مرده ظاهر بود و آن شخص که گواهی داده شد
برای او طلب کننده بود بر وصی شدن خود را قبول میشود از روی استحصا
والغريمان اللذان تثبت عليهما دين ما ذا شهدا
دز گواهی ساکت از
قبول و عقب
استعنا دا واقف
اثر گواهی وارثان بوسی
بودن کی ارامون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
