Machine transcription
جلد دوم
۱۹۶
كتاب الشهادة
زن
و قبول نمیشود گواهی یکی از زن و شوهر برای دیگر ایشان اگرچه انکس که گواهی برای او داده میشود از
یا شوهر مملوک کسی دیگر باشد یا آن زن در عدت باشد از سه طلاق و اگر گواهی داد برای زنی
بعد ازان بنکاح گرفت او را پیش از حکم قاضی بآن گواهی باطل میشود گواهی چنانکه در فتاوای
قاضیخان ذکر شده است وفي المحيط لاتقبل شهادته لمعتدته من رجعى ولا بائن
القيام النكاح في بعض الاحكام (فتح القدير) و در کتاب محیط گفته است که قبول نمیشود گواهی شوهر برا
زنیکه در عدت او باشد از طلاق رجعی یا از طلاق بائن از جهت ثابت بودن نکاح میان ایشان
در بعض حكمها يشهد لامرأته ثم طلقها قبل التعديل لا تقبل شهادته
(قاضیخان) شخصی گواهی داد برای زن خود بعد ازان طلاق کرد او را پیش از تزکیه او
قبول نمیشود گواهی او ولو شهد لامرأته وهو عدل ولم يرد الحاكم شهادته حتى
طلقها بائناً وانقضت عدتها روى ابن شجاع رحمة الله عليه ان القاضي
ينفذ شهادته وبه علمان الزوجية انما تمنع منها وقت
القضاء لا وقت الاداء ولا وقت التحمل (بحر رايق) ذكر في المنح عن البزازية
لو تحملها حال نكاحها ثم ابانها وشهد لها بعد انقضاء
عدتها تقبل تكمله رد المحتار) و اگر کسی گواهی داد برای زن خود و حا
آنکه او عادل بود و قاضی رد نکرد گواهی او را تا آنکه طلاق کرد آن زن خود را بطلاق بائن و گذشت
عدت او روایت کرده است ابن شجاع رح که بدرستیکه قاضی نافذ و جاری کند گوا
او را و باین حکم معلوم شد که زنی و شوهری منع کننده گواهی است در وقت حکم
قاضی نه در وقت ادا نمودن گواهی و نه در وقت برداشتن آن ذکر کرده است در کتاب
منح الغفار از فتاوای بزازیه که اگر برداشت گواهی را در حال نکاح زن بعد از ان طلاق
کرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
