Machine transcription
جلد دوم
۱۸۱
كتاب الشهادة
بسه طلاق بعد ازان بنکاح گرفته است او را بغیر حلاله کردن پس اگر پدرایشان دعوی میکرد قبول میشود
گواهی ایشان و اگر پدرایشان دعوی نمیکرد قبول میشود چنانکه در کتاب بحر این ذکر شده است الثالثة شهد
على الاب انه خلع امرأته على صدقها فان كان الاب يدعى له تقبل دخولها أولا الا تقبل كذا لا ينو (کذا)
مسأله سوم اینکه گواهی دادند دو پسر بر پدر خود که بدرستیکه پدر ما خلع کرده است با زن خود بعوض مهر اپس
اگر پدرایشان دعوی میکرد خلع را قبول نمیشود گواهی ایشان خواه پدرایشان جماع کرده باشد با آن زن
و اگر پدر دعوی نمیکرد خلع را قبول میشود گواهی ایشان خواه زن دعوی میکرد خلع را یا نه چنانکه در کتاب
بحر رائق ذکر شده است الرابعة شهد ابنا الجارية لى ان ان مولاها اعتقها على الف درهم فان
كانت تدعى لم تقبل ولا فتقبل وان ادعى المولى ذلك فالعتق واقع با قراره فتختص هذه
الشهادة على خصمها بالمال فقبلت وان انكر المولى فان ادعت لا تقبل شها
دتهما وان انکرت تقبل وان شهد ابنا المولى بذلك وهو يدعى لم تقبل عتق
لا قراره بغير شيء ولا تقبل ولو كان مكان الجارية غلام وقد شهد بنا المولى
بذلك وانكر المولى والغلام ذلك لا تقبل شهادتهما عند ابي حنيفة ولو شهد ابنا المولى وادعى المولى لم
تقبل وان جحد و ادعى الغلام تقبل ويقضى بالعتق و يوجوب المال (عالمكيرى)
مساله چهارم نیست که دو پسران کنیز که هر دو آزاد بودند گواهی دادند که بدرستی خواجه آن کنیز آزاد کرده اس
اورا بهزار درم پس اگر آن کنیز دعوای آزادی را میکرد قبول نمیشود گواهی ایشان و اگر دعوی نمیکرد
پس قبول میشود و اگر خواجه او دعوی میکرد آزادی آن کنیز را بهزار درم پس آزادی او ثابت میشود با قرارا
پس گواهی پسر آن کنیز خالص شد بر مادر ایشان بثبوت مال که هزار درم است پس قبول میشود و اگر
خواجه او منکر بود از آزاد نمودن خود آن کنیز را پس اگر آن کنیز دعوای آزادی خود را میکرد قبول نمیشود
گواهی آن پسران و واگر آن کنیز منکر بود از آزادی خود قبول میشود گواهی پسر آن و واگر پسران خوانید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
