Machine transcription
جلد دوم
۱۸۸
كتاب الشهادة
در وسبت گواهی فضل بر اصل و مگر رو نیست وقتيكه كواهى بدهد پر پدر خود از برای مادر خود اگر چه شاہدی بده
بطلاق كردن پد را بناق ما در او را و حال انکه ما در او در نکاح پدر او باشد زیرا که این گواهی است از برا
ما در خود چنانکه در کتاب شتباه ذکر شده است وذكر في القضاة من الفصل الرابع
رجل شهد عليه بنوه انه طلق امهم ثلاث و هو يجحدنان كانت
الام تدعى فالشهادة باطلة وان كانت تجحد فالشهادة جائزة رالمحر)
وذکر کرده است اما محمد حمة لله در باب قضا از فصل چهارم که مردی بود گواهی داد بر او پیران او کہ مدیران
طلاق کرده است مادر ما را بسه طلاق و حال انکه پدرایشان منکر بود از طلاق پس اگر مادر ایشان دعوی میکرد
بطلاق را پس گواهی ایشان باطل است و اگر ما در ایشان منکر بود پس گواہی ایشان روا است ويتفرع على
هذا مسائل ذكرها ابن رهبان فى شرحه الاولى شهدان امرأة ابيهما ارتدت
وهي تنكر ذا كانت معها حيث لم تقبل دعوت او انكرت لا نفعا عملها الان ادعى الاب لا تقبل لا نقبل و يز ملكيها
و برآورده میشود بنا براین مسئله چند مسئله دیگر که ذکر کرده است انرا ابن رہبان در شرح خود مسئله اول
گواهی دادند دو پسر که بدرستی که زن پدر ما مرتد شده است و حال آنکه آن زن منکر بود از مرتد شدن پس اگر ادریست
زنده بود قبول نمیشود گواهی ایشان خواه ما در ایشان عومی میکرد مرتد شدن آن زن را یا منکر بود از ان جبهت
نفع گرفتن مادر ایشان بگواهی ایشان و اگر ما در ایشان زنده نبود پس اگر پدر ایشان دعوی میکرد مرتد شدن
خود را قبول میشود گواهی ایشان و اگر پدرایشان دعوی نمیکرد قبول میشود گواهی ایشان چنانکه در کتاب جیرایق
ذکر شده است الثانية طلق امرأته قبل الدخول ثم تزوجها فشهد ابناه انه طلقها في
اللمدة الأولى ثلاثا ثم ترو جلا بملامحيث كان الاب يدعى فلا تقبل ولا تقبل (بحر وتكمله)
مسئله دوم اینکه مردی طلاق کرد زن خود را پیش از جماع کردن با او بعد از ان بنکاح گرفت
پس ایران گواهی داده و پیران آن مرد که بدرستی که پدر ما طلاق کرده بود این زن را در زمانه اول ::
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
